۱۳۹۱/۰۲/۱۶

آقای شهرام همایون اگر همایش برگزار میکنی بگذار جوان ها هم حرف بزنند

دیدیم که کانال 1 شهرام همایون همایشی تحت نام خلیج پارس دیروز جمعه برگزار کرد .این همایش برای اتحاد ایرانیان مقیم لوس انجلس برگزار شده بود.با احترام به همه شرکت کنندگان اما فقط همه سخنرانان آمده اند و در دل کردند و آه و ناله که جمهوری اسلامی چنین هست و چنان هست .یعنی صحبت هایی که 33 سال از اپوزسیون رژیم شنیده ایم. اکثر شرکت کنندگان در جلسه افرادی بودند که گرد سفیدی بر روی موی آنها نشسته بود و از مبارزان با سابقه در لوس آنجلس بودند که تصاویر آنها را در زیر میبنید.



 جالب اینجا بود که دکتر منوچهر گنجی شروع به صحبتی کردند که باید به جوانان میدان داد و همه ما دیگر پیر شده ایم و باید فقط تجربه ها را انتقال دهیم .دکتر گنجی آخرین نفر از سخنران این همایش بودند که تصویر ایشان را در زیر میبنید.
 بعد از این موضوع آقای شهرام همایون پشت تریبون می ایند ولی تنها جوانی که در این جلسه شرکت کرده بود میخواهد صحبت کند که اول مانع میشوند که در عکس زیر میبنید و سپس میگویند بفرمایید و صحبت کنید.


بعد از این جوان پشت تریبون می آید و صحبت از این میکند که شورای ملی که شاهزاده رضا پهلوی قول آن را داده اند به زودی تشکیل میشود و باید همه در حمایت از این شورا کوشا باشیم و این حرکت های پراکنده کافی است. اما صحبت او به پایان نمیرسد که آقای همایون وسط پریده و صحبت او را  قطع میکنند.ولی با تشویق شدید حضار نشان داد که صحبت های او از همه بر جلسه تاثیر بیشتری داشت و او پیام خود را رساند.
خوب حال این سوال از شهرام همایون  باقی است .
شما که اینقدر جوان جوان میکنید و این همه فرد مشروطه خواه در جلسه هستند و داعیه دار حمایت از شاهزاده رضا پهلوی هستند چرا اجازه صحبت به همین جوانان را نمیدهید. آیا از این هراس  دارید با آمدن شورای ملی درب اپوزسیون تقلبی تخته شود؟ آیا از این به تاراج رفتن ایران و ایرانی و جزایر سه گانه و خلیج فارس نارحت هستید یا ناراحت موراد دیگر؟ شما بعد از این همه مدت نفهمیدید تا اپوزسیون یک مکان واحد و سخنگوی واحد نداشته باشد که مردم به او اعتماد داشته باشند نمیتوان دولتهای جهانی را وادار کرد که دست از حمایت از جمهوری اسلامی بردارند؟

من به عنوان یک ایرانی درون مرز که دیگر جانش به لب رسیده است به همه گروههای کوچک و بزرگ و به اپوزسیون های واقعی و تقلبی و به همه آنهایی که میخواهند در کار شورای ملی موازی کاری کنند یا این حرکت را تخریب کنند هشدار میدهم به سختی با آن مقابله خواهم کرد تا روزی که این دست میتواند بنویسد و این زبان برای فریاد بر سر جمهوری اسلامی و سید علی خامنه ای وجود دارد و این  قدمها برای رفتن به تظاهرات و و این دستها برای شعار نویسی وجود دارد.

درود بر شرف دوست خوبم دیوید که صدای ما بچه های درون کشور رو رفت و جانانه انتقال داد.

۳ نظر:

  1. این نظر توسط نویسنده حذف شده است.

    پاسخحذف
  2. با درود مبارز جان
    مبارز جان اینقدر احساسی برخورد نکن کاری که انجام شد برای حفظ حرمت خود آن شورا بود دقت کن که این همایش در حال پخش مستقیم بود و سخن غیر مسولانه ای که آن جوان داشت می گفت بیش و پیش از هر چیر به خود شورا لطمه می زد

    راه ایرانی

    پاسخحذف
  3. مبارز جان کاملا موافقم .... یک مامور شیپشو اطلاعات از پس همه اینها بر می آد ...حالا من موندم اینها چطوری می خوان ایران و آزاد کنند ؟؟؟؟
    پری روز در برنامه شهرام همایون ، نوریزاده می گفت نباید به جوانان اعتماد کرد و گذاشت تنهایی وارد این مبارزات بشوند چون تجربه ندارند و .....
    یکی نیست بگه شما که الان سرشار از تجربه هستید و سنیین بلای 50 سال را دارید بقدریی اشتباه کردید و دارید می کنید که یک نمونه از انرا ما هنوز انجام هم نداده ایم ...
    یکیش شرکت در انقلاب 57 ... تایید خمینی و رای به نظام جمهوری اسلامی ، حمایت نظام ، تعریف و تمجید از نظام و خمینی ، حمایت از اصلاحاتچی ها از روز اول ... ساپورت موسوی و کروبی از روز اول ، حمایت از جنبش سبز پوشالی نظام چوس اسلامی و جدا ندانستن این حرکت مردم بی نوا را از این جنبش سیاسی ایجاد شده توسط این نظام ، تایید رای دادن در نظام اسلامی و شکستن تحریم انتخابات در انتخابات سال 88 /// شما ها همه بوقلمون صفت هستید ... امروز هم تازه متوجه شدند که کنفرانس واشنگتن برای حفط نظام و از سوی خود نظام است ..
    واقعا باید به وجود امثال شما روزنامه نگاران و تحلیل گران سیاسی !! نیروهای پیرو پاتیل همیشه خطاکار اپوزیسیون ما جوانان ببالیم
    هرجا هم که خواستیم حرف بزنیم ، انتقاد کنیم راهمون نداده و نمی دید ...

    پاسخحذف

دعوای حسین و یزید به زبان ساده

 دعوای حسین و یزید به زبان ساده  الان این گامبوی چاق آسوده که تمام عمرش از پول مالیات و نفت خورده بیاد ٧٢ نفر مسلح جمع کنه بره در خونه ی خام...