مبارز نستوه (مهدی میرقادری) وبلاگ نویس ، فعال سیاسی به ویژه در حوزه سایبری و هوادار سامانه پادشاهی
نمایش پستها با برچسب شاهنشاه آریامهر. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب شاهنشاه آریامهر. نمایش همه پستها
۱۳۹۴/۰۷/۱۷
۱۳۹۴/۰۱/۲۳
چهار سال تحریم رفتن به حج پاسخ شاهنشاه آریامهر به گردن زدن یک ایرانی در عربستان
ابوطالب یزدی در سن ۲۲ سالگی در سال ۱۳۲۲ خورشیدی همراه همسرش در مراسم حج شرکت کرد.
وی پس از انجام عمره تمتّع، پس از وقوف در عرفات و مشعر و منا وارد مسجدالحرام شده و مشغول طواف میشود. وی در این هنگام دچار استفراغ شد و برای آلوده نشدن زمین آن در دامان احرام خود ریخت، مراقبت کرد تا روی زمین نریزد. اشتباه او این بوده که در این حال از کعبه فاصله نمیگیرد و با حمل این مواد به طواف ادامه میدهد. عدهای از حجّاج که برخی از آنها مصری بودند وقتی ابوطالب را با آن حال مشاهده میکنند، با این تصور که وی به قصد آلوده کردن مسجدالحرام نجاست به همراه خود آورده است، به وی حمله کرده و کتک سختی به او میزنند که به ناچار دامن احرام از دست او رها میشود و قی روی زمینِ حرم میریزد. پس از آن شرطههای حرم وی را دستگیر کرده به همراه برخی دیگر از طواف کنندگان، در دادگاه حاضر و علیه وی شهادت میدهند که او قصد آلوده کردن حرم و کعبه را داشته است. بسیاری از حجاج ایرانی و عراقی و دیگران شهادت دادند که وی در نتیجه بیماری و گرمای هوا حالت استفراغ به وی دست داده بود؛ ولی قاضی حکم اعدام او را صادر کرد.
حادثه در روز ۱۲ ذیحجه رخ داده بود و وی در روز ۱۴ ذیحجه گردن زده شد.
شاهنشاه آریامهر ، پدر مهربان ملت قدر ناشناس ایران در پاسخ به این عمل روابط دیپلماتیک خود با عربستان را قطع کرده و به مدت چهار سال حج را تحریم می کنند . تا جایی که سعودی ها رسما از این حادثه عذر خواهی کرده و یک شمشیر طلا به نشانه حسن نیت به خدمت شاهنشاه آریامهر می فرستند .
این تفاوت مشهودی هست بین یک مرد ملی و وطن پرست با حاکمینی که امروز در ایران آفت زده مشاهده می کنید. ملی بودن و در سمت مردم ایستادن را می توان در ذره به ذره خاندان ایران ساز پهلوی مشاهده کرد.
اما شاید در این میان عده ای مفلوک که اندیشه های مرتجع کمونیستی دارند عکس شاهنشاه را در هنگام طواف کعبه مرتب به اشتراک می گذازند و می گویند وی هم به طواف کعبه رفته بود (عکس زیر)
![]() |
| شاهنشاه آریامهر زیارت خانه خدا |
بله شاهنشاه اریامهر نیز به طواف کعبه رفته ولی چه طوافی ؟ طوافی که در آن مسئولان عربستان تا کمر مقابل ایشان خم شده و می دانستند که ثبات و آرامش در کشور خود را در زیر سایه شاهنشاه دارند (عکس زیر )
![]() |
| تعظیم عرب ها به شاه |
آری اینچنین بود که با شورش 57 نه تنها تمام دستاوردهای مادی و معنوی از کشور ما رخت بر بست بلکه اقتدار و غرور و شرف ما نیز زیر پا گذاشته شد تا جایی که به دو نوجوان پسر ایرانی در عربستان عمل لواط را انجام می دهند و صدا از هیچکس از مسئولین بلند نمی شود زیر دکان آنها در گرو این موضوع است و تعطیل نشدن دکان برای آنها واجب.
روح شاهنشاه مهربان و دلسوز و ایران پرست ما شاد و یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.
منابع[ویرایش]
قاضیعسکر، علی، ابوطالب یزدی: شهید مروه. تهران: مشعر، ۱۳۸۴ ISBN ۹۶۴–۷۶۳۵–۷۵–۳.
کتابخانه تخصصی جهان اسلام
شیعه نیوز-ماجرای قطع رابطه ایران و عربستان پس از گردن زدن یک ایرانی
سلام شیعه-برگی تاریک تر از تاریخ سیاه آل سعود
خاطرات شهید مروه، ابوطالب یزدی؛ خاطرات آقای حاج سید جواد علم الهدی
روزنامه اعتماد
[۱]
کتاب ابوطالب یزدی، نویسنده قاضی عسکر [۲]
ایران و اعراب[۳]
۱۳۹۳/۰۷/۲۵
هشدار شاهنشاه آریامهر درباره دو ارتجاع که جهان را خاک سیاه نشاند : کمونیست و اسلام
ارتجاع سرخ و سیاه مایه بدبختی ملتها در جهان .
امروز نه تنها ملت ایران بلکه جهانیان به این سخن شاهنشاه آریامهر پی برده اند که تا چه میزان این دو ارتجاع می تواند برای بشریت خطرناک باشد . هر جا آثار ویرانی و تباهی و بدبختی در جهان می بینید گوشه هایی از حضور این 2 ارتجاع به چشم می خورد.
بنا به فرموده ایران پدر شاهنشاه آریامهر تا جای ممکن باید جلوی این دو ارتجاع را گرفت و نگذاشت این دو ویروس کثیف در مغز افراد رخنه کند. زیرا اگر این دو ویروس در اذهان افراد رفت بیرون کردن آن کاری بسیار سخت و دشوار است
امروز نه تنها ملت ایران بلکه جهانیان به این سخن شاهنشاه آریامهر پی برده اند که تا چه میزان این دو ارتجاع می تواند برای بشریت خطرناک باشد . هر جا آثار ویرانی و تباهی و بدبختی در جهان می بینید گوشه هایی از حضور این 2 ارتجاع به چشم می خورد.
بنا به فرموده ایران پدر شاهنشاه آریامهر تا جای ممکن باید جلوی این دو ارتجاع را گرفت و نگذاشت این دو ویروس کثیف در مغز افراد رخنه کند. زیرا اگر این دو ویروس در اذهان افراد رفت بیرون کردن آن کاری بسیار سخت و دشوار است
۱۳۹۳/۰۴/۰۴
چرا اسلام در حکومت جمهوری اسلامی به سمت نابود شدن رفته است؟
کسانی که زمان شاهنشاه آریامهر را یاد دارند و سینه به سینه برای ما جوانانی که بعد از
انقلاب 57 به دنیا آمدهایم منتقل کردهاند، از اعتبار و ارزش اسلام نزد عامه مردم صحبت میکنند. به عنوان مثال در پیش از انقلاب بسیاری که در قید و بند اسلام و دینداری هم نبودند لااقل در ماه رمضان روزه میگرفتند یا در عزاداریهای عاشورا و تاسوعا شرکت میکردند. روحانیت نیز نیمچه اعتباری در بین عوام مردم داشت و از آنها به عنوان انسانهای بیآزار که وظیفه جز روضهخوانی، اجرای خطبه عقد و ازدواج و یا اجرای مراسم کفن و دفن داشتند میشناختند.
با روی کار آمدن حکومت جمهوری اسلامی و اجرای اسلام سیاسی و توام با آن قرار گرفتن روحانیت در پستهایی مختلف حکومتی از رهبری جامعه تا ریاست جمهوری، ریاست مجلس و ادارهها و سازمانهای مختلف و بعد از آن حاکم شدن اسلام گرایان و آنهایی که ادعای مسلمانی داشتند و هر یک داغی بر پیشانی به نشانه سجدههای طولانی و خروارها ریش به نشانه جدیت در اسلامشان داشتند، تحمیل اسلام بر ملتی که اسلام متعادلی داشتند آغاز شد. کسی نمیتواند منکر شود که قبل از آمدن جمهوری اسلامی اکثریت جمعیت ایران مسلمان نبود ولی خوب است نگاهی بیاندازیم به وضعیت حال حاضر جامعه به خصوص قشر جوان که اسلام در نگاه آنها به چه صورت در آمده است.
در جامعه امروزین ایران بعضی مفاهیم تعاریف خود را از دست داده است، به عنوان یک شاهد زنده دیدهام که در ماه محرم و به خصوص 10 روز اولیه محرم که هیاتها و تکایا بر پا است بسیاری به جای عزاداری از برای حسین به دنبال آن هیاتی میگردند که مثلا نهار یا شام را "چلوکباب" میدهد. به چشم خود دیدهام که دو هیات متفاوت که یکی شام را "عدس پلو" و دیگری "چلو کباب" داده است آن هیات پر رونقتر بوده است که شامش "چلوکباب" بوده است. حال جای این دو هیات که عوض شده است و شام آنها تغییر کرده است باز هیاتی موفقتر بوده که شامش "چلو کباب" بوده است. پس در این میان این شکم افراد است که تعیین کننده میزان دلسوزی آنها از برای حسین شده است.
ورود واژههایی مثل "حسین پارتی" در بین جوانان بسیار زیاد است. شاید بپرسید که این واژه چیست؟ دخترها و پسرها از فرصتهایی که در ایام محرم پیش میآید برای دیدارهای عاشقانه با هم در محل تکایا و هیاتها استفاده میکنند چون در طول روز با جامعهای بسته که از طرفی گشتهای ارشاد نهفته است و از طرفی خانوادههای سُنتی رو به رو هستند. فکر نمیکنم هیچ موقع چنین کارهایی در قبل از انقلاب اسلامی صورت میگرفته است.
بعضی کارها و اسمها نیز در بین نسل بعد از انقلاب به عنوان یک عمل شجاعانه، کاری به قول خودشان با کلاس و هنرمندانه در آمده است. به عنوان مثال تغییر دین به "زرشت" یا "مسیحیت" یکی از کارهایی که با شدت بسیار زیادی در ایران صورت میپذیرد، حتی بسیاری از علمای اسلامی به مانند "آیت الله دستغیب شیرازی" نسبت به این امر هشدار دادند و آن را به علت اسلام سیاسی و طرز برخورد جمهوری اسلامی دانستند. واژه آتئیست یا بیخدایان یا بیدینها نیز یکی از سمبلهای افتخار شده است. حتی موارد بسیار کوچکی همچون روزه نگرفتن، نماز نخواندن نیز به افتخار بسیاری از جوانان مبدل شده است. در همین چند روز اخیر مسئولین جمهوری اسلامی بارها گلوهای خود را پاره کردند که امسال به علت ایام فاطمیه عید نداریم، سیزده به در نداریم، ولی به چشم خود دیدیم که مردم علارقم تمام مشکلات اقتصادی و اجتماعی نوروز خود را گرامی داشتند و این نشان از بیاعتباری سخن علمای دین نزد مردم دارد.
در پایان علت این مورد را ریشهیابی کنیم، ریشه علت این موضوع در چهار مورد خلاصه میشود:
1- تبدیل شدن اسلام از یک دین انتخابی به یک دین تحمیلی
2- فسادهای گسترده اقتصادی و اجتماعی مسئولین، روحانیون، علمای مسلمان در این 35 سال
3- تغییر ماهیت اسلام برای مردم از دین به حکومت و یا به عبارتی دخالت
4- دیدن تمام مشکلات کشور اعم از سیاسی، اجتماعی، اقتصادی به چشم اسلام به علت وجود حکومت اسلامی
حال آیا با این روند اسلام در ایران میتواند دوام بیاورد؟ تصور من بر این است هر چه از عمر جمهوری اسلامی بگذرد و اسلام سیاسی در کشور حاکم باشد میزان ریزشها، تمسخرها و از بین رفتن اعتقاد اسلامی در بین مردم ایران زیادتر خواهد شد.
با تشکر از حزب مشروطه برای انتشار مقاله :
http://irancpi.net/ir/degarandishan/digaran/1489-degarandishan-2014-05-20.html
انقلاب 57 به دنیا آمدهایم منتقل کردهاند، از اعتبار و ارزش اسلام نزد عامه مردم صحبت میکنند. به عنوان مثال در پیش از انقلاب بسیاری که در قید و بند اسلام و دینداری هم نبودند لااقل در ماه رمضان روزه میگرفتند یا در عزاداریهای عاشورا و تاسوعا شرکت میکردند. روحانیت نیز نیمچه اعتباری در بین عوام مردم داشت و از آنها به عنوان انسانهای بیآزار که وظیفه جز روضهخوانی، اجرای خطبه عقد و ازدواج و یا اجرای مراسم کفن و دفن داشتند میشناختند.
با روی کار آمدن حکومت جمهوری اسلامی و اجرای اسلام سیاسی و توام با آن قرار گرفتن روحانیت در پستهایی مختلف حکومتی از رهبری جامعه تا ریاست جمهوری، ریاست مجلس و ادارهها و سازمانهای مختلف و بعد از آن حاکم شدن اسلام گرایان و آنهایی که ادعای مسلمانی داشتند و هر یک داغی بر پیشانی به نشانه سجدههای طولانی و خروارها ریش به نشانه جدیت در اسلامشان داشتند، تحمیل اسلام بر ملتی که اسلام متعادلی داشتند آغاز شد. کسی نمیتواند منکر شود که قبل از آمدن جمهوری اسلامی اکثریت جمعیت ایران مسلمان نبود ولی خوب است نگاهی بیاندازیم به وضعیت حال حاضر جامعه به خصوص قشر جوان که اسلام در نگاه آنها به چه صورت در آمده است.
در جامعه امروزین ایران بعضی مفاهیم تعاریف خود را از دست داده است، به عنوان یک شاهد زنده دیدهام که در ماه محرم و به خصوص 10 روز اولیه محرم که هیاتها و تکایا بر پا است بسیاری به جای عزاداری از برای حسین به دنبال آن هیاتی میگردند که مثلا نهار یا شام را "چلوکباب" میدهد. به چشم خود دیدهام که دو هیات متفاوت که یکی شام را "عدس پلو" و دیگری "چلو کباب" داده است آن هیات پر رونقتر بوده است که شامش "چلوکباب" بوده است. حال جای این دو هیات که عوض شده است و شام آنها تغییر کرده است باز هیاتی موفقتر بوده که شامش "چلو کباب" بوده است. پس در این میان این شکم افراد است که تعیین کننده میزان دلسوزی آنها از برای حسین شده است.
ورود واژههایی مثل "حسین پارتی" در بین جوانان بسیار زیاد است. شاید بپرسید که این واژه چیست؟ دخترها و پسرها از فرصتهایی که در ایام محرم پیش میآید برای دیدارهای عاشقانه با هم در محل تکایا و هیاتها استفاده میکنند چون در طول روز با جامعهای بسته که از طرفی گشتهای ارشاد نهفته است و از طرفی خانوادههای سُنتی رو به رو هستند. فکر نمیکنم هیچ موقع چنین کارهایی در قبل از انقلاب اسلامی صورت میگرفته است.
بعضی کارها و اسمها نیز در بین نسل بعد از انقلاب به عنوان یک عمل شجاعانه، کاری به قول خودشان با کلاس و هنرمندانه در آمده است. به عنوان مثال تغییر دین به "زرشت" یا "مسیحیت" یکی از کارهایی که با شدت بسیار زیادی در ایران صورت میپذیرد، حتی بسیاری از علمای اسلامی به مانند "آیت الله دستغیب شیرازی" نسبت به این امر هشدار دادند و آن را به علت اسلام سیاسی و طرز برخورد جمهوری اسلامی دانستند. واژه آتئیست یا بیخدایان یا بیدینها نیز یکی از سمبلهای افتخار شده است. حتی موارد بسیار کوچکی همچون روزه نگرفتن، نماز نخواندن نیز به افتخار بسیاری از جوانان مبدل شده است. در همین چند روز اخیر مسئولین جمهوری اسلامی بارها گلوهای خود را پاره کردند که امسال به علت ایام فاطمیه عید نداریم، سیزده به در نداریم، ولی به چشم خود دیدیم که مردم علارقم تمام مشکلات اقتصادی و اجتماعی نوروز خود را گرامی داشتند و این نشان از بیاعتباری سخن علمای دین نزد مردم دارد.
در پایان علت این مورد را ریشهیابی کنیم، ریشه علت این موضوع در چهار مورد خلاصه میشود:
1- تبدیل شدن اسلام از یک دین انتخابی به یک دین تحمیلی
2- فسادهای گسترده اقتصادی و اجتماعی مسئولین، روحانیون، علمای مسلمان در این 35 سال
3- تغییر ماهیت اسلام برای مردم از دین به حکومت و یا به عبارتی دخالت
4- دیدن تمام مشکلات کشور اعم از سیاسی، اجتماعی، اقتصادی به چشم اسلام به علت وجود حکومت اسلامی
حال آیا با این روند اسلام در ایران میتواند دوام بیاورد؟ تصور من بر این است هر چه از عمر جمهوری اسلامی بگذرد و اسلام سیاسی در کشور حاکم باشد میزان ریزشها، تمسخرها و از بین رفتن اعتقاد اسلامی در بین مردم ایران زیادتر خواهد شد.
با تشکر از حزب مشروطه برای انتشار مقاله :
http://irancpi.net/ir/degarandishan/digaran/1489-degarandishan-2014-05-20.html
۱۳۹۲/۰۱/۲۰
تصویری از مارگارت تاچر در دیدار با شاهنشاه آریامهر
یک
سال پیش از انقلاب مارگرت تاچر در مقام رهبر حزب محافظه کار با شاهنشاه
آریامهر دیدار کرد و وقتی ابهت و افتخار ایران و بدبختی انگلیسی ها را دید
درصدد نقشه ای برای به زمین زدن کشور بزرگ ایران که در آن زمان رشد اقتصادی
14% داشت و آزادی اجتماعی و بهداشت رایگان و تحصیل رایگانش در جهان زبان
زد بود شد. در آن مقطع انگلیس با تورم شدید و بیکاری شدید رو به رو بود و
حتی ایران برای نجات اقتصاد این جزیره به انگلیس کمک مالی کرد .
تاریخ از یاد ما نخواهد رفت . هر کس گذشته خود را نشناسد به ناچار آن را تکرار میکند
تصویری از تاچر که دست به زانو در مقابل شاهنشاه ما نشسته است
۱۳۹۱/۰۵/۰۶
از تهران تا قاهره و از شرمساری برای پدران ما تا نسل جدید خواهان جبران مافات
دیشب مستندی از شبکه من و تو به اسم از تهران تا قاهره پخش شد که اختصاص به آخرین ماههای شورش 57 تا زمان درگذشت شاهنشاه اریامهر در قاهره داشت. نمیدانم واقعا چه بگویم نمیدانم باید درود بفرستم به افرادی مثل زنده یاد انور سادات و یا پرزیدنت نیکسون و ننگ بر کشورهایی که دست به دست هم دادند تا شاه رو به زیر بکشن و ما رو عقب افتاده نگه بدارند. نمیدانم چی بگم به شورشیان 57 کسانی که اکثرشون الان یا پشیمون هستن یا بدبخت و آواره و در زندان و اعدام شده و یا عده ای که هنوز از مردم ایران عذر خواهی نکردن.این مستند نه به روی من بلکه بر روی میلیونها نفر در ایران و هزاران نفر در خارج کشور تاثیر داشت. میتوانید در زیر این لینک کامنتهای نوجوانان و جوانان 15 تا 30 سال را ببینید که چطور تحت تاثیر قرار گرفته اند.
https://www.facebook.com/photo.php?fbid=10151102800615979&set=a.373466005978.201927.211358470978&type=1&theater قبلا عده ای به شاه میگفتند ایران پدر .باوجودی که خودم طرفدار پادشاهی بودم ولی من آنها را مسخره میکردم و میگفتم چقدر شاه الهی و ذوب شده هستند.امروز با این دیدن مستند با افتخار تمام به شاه لقب ایران پدر را میدهم و او را به اندازه پدر خویش دوست دارم. و در آخر باید بگویم ما به انور سادات و خانواده اش یک سپاس گذاری بزرگ بدهکاریم.
در این بلوا ,در این دار مکافات
پیامی میرسد از سوی سادات
ندارم ترسی از تهدید کارتر
ندارم وحشتی از مکر تاچر
بیا ای دوست خاک من سرایت
قدم بگذار چشمم زیر پایت
رفاقت گر چنین کردیم کردیم
به روز غم اگر کردیم مردیم
شعر از مسعود صدر
https://www.facebook.com/photo.php?fbid=10151102800615979&set=a.373466005978.201927.211358470978&type=1&theater قبلا عده ای به شاه میگفتند ایران پدر .باوجودی که خودم طرفدار پادشاهی بودم ولی من آنها را مسخره میکردم و میگفتم چقدر شاه الهی و ذوب شده هستند.امروز با این دیدن مستند با افتخار تمام به شاه لقب ایران پدر را میدهم و او را به اندازه پدر خویش دوست دارم. و در آخر باید بگویم ما به انور سادات و خانواده اش یک سپاس گذاری بزرگ بدهکاریم.
در این بلوا ,در این دار مکافات
پیامی میرسد از سوی سادات
ندارم ترسی از تهدید کارتر
ندارم وحشتی از مکر تاچر
بیا ای دوست خاک من سرایت
قدم بگذار چشمم زیر پایت
رفاقت گر چنین کردیم کردیم
به روز غم اگر کردیم مردیم
شعر از مسعود صدر

۱۳۹۱/۰۱/۱۶
صمد آقا ,کوروش کبیر و شاهنشاه آریامهر
چند روز پیش از شبکه من و تو داشتم فیلم صمد در راه اژدها رو نگاه میکردم تو یک صحنه از فیلم با این عکس که در زیر میبینید برخورد کردم
بله میبینید که نام خیابان کوروش کبیر هست.شاه در ملی گرایی و زنده کردن ارزشهای ایرانی چیزی کم نداشت و اگر دنبال ملی گرایان واقعی میگردید به رضا شاه بزرگ و شاهنشاه آریامهر و شاهزاده رضا پهلوی نگاه کنید نه کسانی که ادعای ملی گرایی دارند و در واقع دست خمینی اسلام گرا را بوسیدند و او را به قدرت رساندند
بله میبینید که نام خیابان کوروش کبیر هست.شاه در ملی گرایی و زنده کردن ارزشهای ایرانی چیزی کم نداشت و اگر دنبال ملی گرایان واقعی میگردید به رضا شاه بزرگ و شاهنشاه آریامهر و شاهزاده رضا پهلوی نگاه کنید نه کسانی که ادعای ملی گرایی دارند و در واقع دست خمینی اسلام گرا را بوسیدند و او را به قدرت رساندند
اشتراک در:
نظرات (Atom)
مذاکره با یک رژیم در حال سقوط؛ اتلاف وقت و دادن خون تازه به ارتجاع اسلامی
نویسنده: مهدی میرقادری – ۲۴ آوریل ۲۰۲۵ با آغاز دور دوم ریاستجمهوری پرزیدنت ترامپ، بحثهایی پیرامون مذاکره و معامله با رژیم جمهوری اسلامی ...
-
من اصولا اهل صحبت درباره کسانی که خود را هوادار پادشاهی می نامند نیستم مگر اینکه این افراد پیاپی یا به من حمله کنند یا تهمت ها، ایرادها و ...
-
سید ابراهیم نبوی امروز در فیس بوک خود عکسهایی گذاشته که آی مسلمان ها به دادم برسید که بردند و کشتند و به یغما بردند دار و ندار زندگی ام را ...
-
این عرزشی که روح الله مهدوی نام دارد و خبرنگار باشگاه خبرنگاران صدا و سیمای جمهوری اسلامی است بجای اینکه به هموطن خود برای دریافت یک...







