" Kamran Ghaderi's epic 9000 kilometers journey back to his beloved homeland " Iran" has captured the imagination of millions people around the world. Kamran's remarkable journey started with his unique vision to awaken and enlighten every soul to his message of peace, hope and love of humanity. The world community is now recognizing Kamran's genuine message. Kamran is expected to cross the border and enter Iran in 3 days. Kamran will take his message of peace & hope to a country in the cross roads between forces of a theocratic dictatorship of Ayatollahs and millions of young Iranians who are struggling to transform Iran a country of laws & order, peace and justice for all. Kamran is taking a tremendous risk of arrest by the authorities in Islamic Republic in Iran. Although he believes firmly on his vision and has not broken any laws. We invite all media outlets to schedule one on one interview with Kamran Ghaderi and share his vision of peace & hope with the world community. Media Communication Team Please contact Xyz@media.co. Phone: 123-345-6789
During the past 4 decades, most of us have somehow raised our voices against the atrocities of the Islamic Regime in Iran.. Yes, we've all tried to do our part, however tiny...... Being it to sign a petition, to blog, to join a demonstration or a tweetstorm, to send letters and email, to post and repost on Facebook.........
But in all these 40 years, there has been only one person who actually stopped his life and set out on foot to bring attention to the human rights issues in Iran.
Kamran Ghaderi
In March of 2017, a man by the name of Kamran Ghaderi, set OUT, ON FOOT, to walk from his home in Sweden to Iran, carrying the Iran's true SHIR-O-KHORSHID Flag. He left his wife, Birgitta, his 2 sons and a grandchild, to walk over 7,000, kilometers through different countries, to raise awareness to the human rights crisis and for free and honest voting in Iran.
His "Voyage of Love" as he calls it has taken him through countries such as Italy, Slovenia, Hungary, Slovakia, Austria, Czech Republic, Germany, Greece to finally resting in Turkey before crossing the border into Iran.
Two days ago, he set out on the last leg of his trip and is presently very close to the Iranian border.
We, as his friends and family are extremely proud of him but are also very worried as to his entering Iran with the SHIR-O-KHORSHID flag. While this flag is historically Iran's ancient and true flag, the present Islamic regime views it as an enemy flag tied to the previous Pahlavi regime. It is thus of extreme and utter importance that Kamran Ghaderi's name and mission be spread and broadcast around the world to get as much media attention as possible. This is to ensure his safety once he enters the Islamic Republic.
Kamran Ghaderi
His Voyage of Love is exactly that... A man's pure love for his country and countrymen.
Dear friends, he has only 6 days before he crosses the border. Please share this far and wide.. Ask friends in Iran to join him once crosses the border... Ask media to talk about him, you can also join
him on his live blogs several times a day in Facebook and on Instagram. Stand with Kamran!
سید ابراهیم رسولی از شهرستان اقلید روز پنج شنبه 27 دی ماه 1396 خانه اش توسط نیروی انتظامی محاصره میشود. او اسلحه شکاری بیرون می آورد و اجازه ورود مامورین رژیم را به خانه اش نمی دهد. دو تن از مامورین رژیم که قصد ورود به خانه وی را داشتند توسط این بزرگ مرد زخمی می شوند. نهایتا رژیم با استفاده از تک تیر انداز سید ابراهیم را به شهادت می رساند.
سید ابراهیم رسولی
سایت حکومتی ایرانا وابسته به جمهوری اسلامی در دروغ های همیشگی مدعی می شود که سید ابراهیم معتاد بوده و خودکشی کرده است. این نمونه دیگر از دروغ پردازی هایی است در مقابل جانباختگان قیام دی ماه 1396 عنوان می دارند.
دروغپردازی سایتهای رژیم جمهوری اسلامی درباره کشته شدن سید ابراهیم رسولی
در این میان مردم اقلید که سال 1387 نیز یکبار به مدت یک هفته مامورین رژیم را زمین گیر کرده بودند با حضور گسترده در مراسم تشییع جنازه سید ابراهیم رسولی مشت محکمی به دهان حکومت آخوندی زدند.
در یک روایت محلی در مورد نحوه جانباختن سید ابراهیم رسولی چنین گزارش شده است:
نگذاریم سید را دوباره بکشند
سید ابراهیم رسولی که در برابر زورگویی مامورین رژیم سر فرود نیاورد و با ایستادگی در مقابل این جانیان جانباخته آزادی خواهی و حق طلبی شد.
از روز پنجشنبه اقلید در بهت و حیرت فرو رفت.خبر کوتاه بود و جانگداز.سید ابراهیم در حالیکه در خانه شخصی خود محاصره شده بود از میان ما پرکشید.در و دیوار خانه جا به جا نشان از گلوله های پرواز کرده به سوی سید دارد.گویی گلوله ها هم از سید شرم داشتند که خود را به او برسانند.جرم او سر خم نکردن در برابر زور و دفاع مشروع از حریم شخصیش بود.درست است که هیبت ظاهرش نشان از سرسختی و زورمندی میداد اما در سینه اش قلب یک کودک میتپید.سرسختیش از این رو بود که مرگ را به سخره میگرفت و افسوس که شغالان نمیدانستند شیر را نمیتوان به بند کشید.وقتی خبر مرگ شهادت گونه اش پخش شد از هیبت و عظمت خبر مردم همه بهم برآمدند و کسانی که میخواستند به بندش بکشند از ترس عقب نشستند.هیچکس را یارای پاسخگویی به هزار سوال بی جواب نبود.مگر سید چه کرده بود که شایسته چنین برخوردی شده بود؟جرمش شاید این بود که آزاده بود و سر به ظالم فرود نمیاورد.پس برای توجیه ازدحام شغالان در کنام شیر باید دلیل تراشید.بجای گونی های برنج که برای اطعام فقرا در خانه نگه داری میکرد گفتند مواد مخدر و قرص روانگردان دارد.بجای حرفش که میگفت من خلافی نکرده ام که محاصره ام کنند گفتند شرور بوده. بجای آنکه بگویند گفته بود رهایم کنند خودم با پای خودم به دادگاه میروم گفتند اراذل و اوباش است.بجای اینکه بگویند سربازی که به حریم خانه اش تجاوز کرده بود را آزاد کرده و گفته بود من با کسی سر جنگ ندارم گفتند سید بزرگترین قاچاقچی شمال استان بوده.باعث مرگ یک انسان آزاده و جوانمرد شدن ننگی است که حتی ناجوانمردان از خفت آن فرار میکنند.پس چه بهتر که سید را تخریب کنند تا کارشان موجه جلوه کند.به همه بگویید سید پشت و پناه مظلوم بود.بگویید آزاده بود.دنیا در نظرش خوار بود و مرگ حقیر.لوطی صفت بود.اهل بینش و معرفت بود و فرزند خلف و تربیت یافته حاج سید محمد رضا رسولی آن بزرگمرد طریق عرفان و معرفت٬به همه بگوییم نگذاریم سید را دوباره بکشند
نگذاریم سید را دوباره بکشند
سید ابراهیم رسولی معروف به (سد ابرام ) یه فرد لوطی و با مرام که هرچی از مرام و معرفتش بگم کم گفتم روز چهارشنبه افسار اسبشو میبنده پشت ماشینش که ببره اسب رو بگردونه یه مسابقه هم بوده اونجا هم میره تو راه یکی از شغالهای نیرو انتظامی جلوشو میگیره که بهش گیر بده اونم زیر بار نمیره این شغال بد صفت میره با دادستان زد وبند میکنه و حکم دستگیری میگیره دیروز بین ساعت 8تا9صبح با چندین مامور میرن سراغش تا دستگیرش کنن ولی سید زیر بار نمیره و باهشون درگیر میشه با یه اسلحه شکاری دوتاشونو زخمی میکنه تا ساعت 3 و 4 محاصره بوده که تک تیراندازها میزننش و حالا شایعه کردن که قاچاقچی بوده و با اسلحه کلاشینکف به مامورا حمله کرده و خودکشی کرده.
روحش شاد و یادش گرامی باد، این قهرمان بزرگمرد اقلیدی
چه میزان از پول ملت ایران در بودجه 97 صرف آخوندها میشود؟
این سوالی است که بسیاری از دوستان می خواهند آن را بدانند و می پرسند، دربرنامه ای که هفته پیش در این باب ساختم بسیاری از من خواستند تا این موارد را به صورت لیست در اختیار مردم قرار دهم.
این فقط گوشه کوچکی از ردیف های بودجه ای است که صرف آخوندها و اعوان و انصارشان می شود. به یاد داشته باشید که با 100 میلیارد تومان می شود 10 هزار شغل پایدار برای مردم ایجاد کرد.
سهم آخوند و سهم ملت
حال ببیینید که پولی که باید صرف ملت و کشور ایران و آبادانی ایران شود در کجا سرمایه گذاری می شود:
مرکز خدمات حوزههای علمیه ۶۰۰ میلیارد
شورای عالی حوزههای علمیه ۴۴۰ میلیارد
برنامه حمایت از حوزههای علمیه و مدارس علوم دینی ۴۲۰ میلیارد
حمایت از آموزش طلاب علوم دینی (برادران) ۳۵۳ میلیارد
پرداخت کمک هزینه معیشتی طلاب ۳۳۵ میلیارد
جامعه المصطفی العالمیه زیر نظر ناصر مکارم شیرازی ۳۰۳ میلیارد
شورای سیاستگذاری حوزههای علمیه خواهران ۲۵۸ میلیارد
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ۲۱۰ میلیارد
پرداخت مستمری به معمرین، ازکارافتادگان و خانواده مرحومین طلاب و روحانیون ۱۸۷ میلیارد
سازمان تبلیغات اسلامی ۱۶۹ میلیارد
دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ۱۳۴ میلیارد
نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ۱۲۹ میلیارد
شورای برنامهریزی مدیریت حوزههای علمیه خراسان ۱۱۷ میلیارد
برنامه حمایت از حوزههای علمیه و مدارس علوم دینی ۱۰۰ میلیارد
نمایندگی ولی فقیه در سپاه ۹۴ میلیارد
حمایت از آموزش طلاب علوم دینی ۸۵ میلیارد
حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی ۸۴ میلیارد
حمایت از فعالیتهای فرهنگی و تبلیغی طلاب علوم دینی (برادران) ۶۶میلیارد
حمایت از استقرار روحانی در مناطق مورد نیاز با اولویت مناطق روستایی، محروم و عشایری و مرزی ۵۹ میلیارد
شورای سیاستگذاری ائمه جمعه ۴۲ میلیارد
مرکز رسیدگی به امور مساجد در سال آینده ۳۸ میلیارد
مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی ۳۷ میلیارد
برنامه گسترش و تعمیق اندیشه تقریب مذاهب اسلامی برای ایرانیان ۳۶ میلیارد
حمایت و سازماندهی اجرای مراسم ملی و مذهبی حدود ۳۶ میلیارد
توسعه وگسترش سینمای دینی۳۴ میلیارد
برنامه حمایت از فعالیتهای فرهنگی ـ دینی پیروان اهل بیت درخارج ازکشور۳۲ میلیارد
ارائه خدمات فرهنگی، رفاهی و ورزشی به طلاب و روحانیون ۲۸ میلیارد
موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی متعلق به مصباح یزدی ۲۸
برنامه پژوهشهای توسعهای فرهنگیـ دینی ۲۴ میلیارد
حمایت از فعالیتهای پژوهشی طلاب در زمینه علوم دینی ۲۱ میلیارد
ستاد اقامه نماز ۱۹ میلیارد
کمک به تأمین مسکن طلاب و روحانیون ۱۷ میلیارد
حمایت و تولید آثار و فیلمنامههای «سینمای دینی» بیش از ۱۶ میلیارد
پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی حدود ۱۴ میلیارد
جلب مشارکتهای مردمی در برگزاری مراسم رسمی و عمومی حدود ۱۲ میلیارد
به کار گرفتن روحانیون و مبلغان برای تبلیغ و حمایت از فعالیتهای تبلیغی ۱۲ میلیارد
کمک به تغذیه طلاب در مدارس شبانهروزی ۸ میلیارد
مثلا جالب است که بدانید : حسن خمینی ماهى ٦ميليارد ميگيرد كه آثار امام: نوع افتادن از طبقه دوم بر روی عمه و لذت بردن از طفل شيرخوار را نشر كند؟
حسن خمینی دارا بودن ماهی 6 میلیارد از بودجه 97
شاید شما نیز تحصیل کرده باشید و متعجب شوید که چطور عده ای به سادگی و با بورسیه به دانشگاههای آمریکا و کانادا فرستاده میشوند، ولی شما عملا راهی برای این گونه بورسیه ها پیدا نمی کنید. در این بودجه هزینه زیادی برای ایرانیان خارج کشور و فرستادگان جمهوری اسلامی که از انقلاب دفاع می کنند آمده ذکر شده است که شامل دو پروژه شهید شاطری و پروژه شهدای گمنام است.در یکی از تویت های کاربران آمده است:
پروژه شهید شاطری طرح ١١٠ میلیاردی نظام برای حمایت مالی از کسانی است که برای تبلیغ غیرمستقیم اسلام و انقلاب از طریق خدمت رسانی به مستضعفین به کشورهای گروه الف (محور مقاومت) ب (اسلامی مستضعف) د (غیر اسلامی مستضعف) بروند.
پروژه شهدای گمنام هزینه بورسیه تحصیلی، زندگی و هزینه های تشکیلاتی کسانی است که کارشان "دفاع موثر از آرمانهای انقلاب، ترویج روحیه استکبارستیزی و ارائه چهره واقعی از ایران اسلامی" در کشورهای گروه "ه" است. گروه "ه" شامل غرب و شمال اروپا و آمریکای شمالی با برچسب "محور استکبار" است.
اسحاق جهانگیری که به قهرمان بعضی از افراد خرد باخته تبدیل گردیده بود در نامه ای همه ادارات و وزارت خانه های دولتی را از انتقاد از بودجه 97 منع کرده است.
نامه اسحاق جهانگیری
در این بودجه هزینه عوارض خروجی برای ایرانیانی که قصد سفر به خارج دارند چندین برابر گردیده است :
و بیش از 3 برابر گردیده که به صورت تناوبی بالا می رود :
بر اساس لایحه بودجه ۱۳۹۷ عوارض خروج از کشور برای هر نفر به قرار زیر است:
عوارض سفر اول: ۲۲۰ هزار تومان (در مقایسه با ۷۵ هزار تومان در سال ۹۶)
عوارض سفر دوم: ۳۳۰ هزار تومان (۵۰ درصد افزایش)
عوارض سفرهای سوم و بیشتر: ۴۴۰ هزار تومان (۱۰۰ درصد افزایش)
در یک نظر سنجی از کاربران پرسیده شده است که این عوارض صرف چه کاری می شود که اینگونه پاسخ می بینید:
همچنین بودجه مرزبانی به یک پانزدهم کاهش یافت و از 160 میلیار به 10 میلیارد رسیده است. این کاهش بودجه 93 درصدی در حالی است که سربازان بیچاره ما در مرزها سربریده می شوند و قاچاق به مانند آب خوردن وارد کشور می شود و مواد مخدر نیز به راحتی از مرزها به داخل کشور می آید.
شهدای مرزبانی
همه اینها در حال صورت می گیرد که حسن روحانی با وقاحت تمام بر این موضوع تاکید می کند که بیایید و بودجه را ببینید:
در کل باید گفت نتیجه بودجه های جمهوری اسلامی فقط چپاول دارایی های ملت ایران است و ما باید با یک قیام ملی به این غارت بیت المال پایان دهیم و پول ملت ایران را صرف محرومین و صرف ساخت کشور خود کنیم نه زندگی آخوندها.
به علت زیاد شدن ترول ها در فضای مجازی شما را دعوت به خواندن این مقاله می کنم.
اوباش اینترنتی یا ترول (به انگلیسی: Troll) در گفتمان اینترنتی به افرادی گفته میشود که با رفتار مخرب در فضای وب به دنبال جلب نظر کاربران، ایجاد تشنج و بیان مطالب محرک و توهینآمیز هستند.
ترول، به افسانه های اسکاندیناوی بازمیگردد. غولهای کوتولهی زشتی که در غارها زندگی میکردند و معمولاً در تاریکی بیرون میآمدند و مزاحم مسافران و رهگذران میشدند. حکایتها و افسانه های زیادی در مورد ترولها وجود دارد و با وجود تفاوتها و تنوع آنها، این ویژگی حضور در تاریکی و ایجاد مزاحمت برای دیگران تقریباً در همهی آنها مشترک است. البته معنای دیگری هم برای واژه ترول – که از سالهای ۱۹۸۰ در فضای وب به کار میرود – وجود داردو آن، شیوهای از ماهی گیری است که قایق در حال حرکت، با استفاده از طعمه، ماهیان را گرفتار خود کرده و صید میکند
اوباش اینترنتی فردی است که در اتاقهای گفتگو، تالارها، وب نوشتها یا تارنماهای کاربر-محور پیامهایی ارسال میکند که حاوی مطالب ناراحتکننده یا جنجالبرانگیز است. در حالی که در یک جمع اینترنتی کاربرانی با حسن نیت بحثی را دنبال میکنند، اوباش اینترنتی با تحریک سایرین و با پیش کشیدن بحثهای نامربوط یا توهین آمیز، به دنبال مطرح کردن خود و متشنج کردن فضای گفتگو است.
اطلاق اوباش اینترنتی به یک کاربر بعضاً ممکن است امری نسبی باشد. به این معنی که نوشتههای یک کاربر ممکن است از دید بخشی از کاربران یک وب گاه خراب کاری و اوباشی گری تلقی شود ولی همان نوشتهها از دیدگاه عدهای دیگر، سازنده و مفید باشد. در این موارد معمولاً موضوع به اختلاف نظر میان افراد و لحن گوینده برمیگردد. تشخیص نهایی اینکه چه نوشتهای تخریبگرانه و چه کاربری اوباش اینترنتی است با مدیر وبگاه یا تالار گفتگو است. جریمه کاربر خاطی میتواند محدود شدن استفاده از امکانات سایت یا مسدود شدن کامل حساب کاربری یا حتی وارد شدن آی پی کاربر در لیست سیاه باشد.
یکی از چالشهای دائمی دارندگان وب گاهها و تالارهای گفتگو مقابله با خرابکاری و در عین حال برقراری آزادی بیان است. آزادی بی حد و حصر باعث تحمل اوباشها میشود و در نهایت به برهم خوردن فضای آرام گفتگو میانجامد و از طرفی کنترل و حذف انتقادات هم به دیکتاتوری ختم میگردد. یکی از تکنیکهای بازدارندهای که سایتهای شناخته شده نظیر فیس بوک، بلاگر و غیره برای مقابله با خرابکاری انجام میدهند محدود کردن امکان فعالیت به کاربران ثبت نام کردهاست. با این روش آمار خرابکاری تا حدی کاهش مییابد چرا که خرابکاری را مشکلتر و ردیابی کاربر خاطی را آسانتر میکند.
ذکر این نکته ضروری است که اوباشیگری اینترنتی یک رفتار است و اوباش اینترنتی لزوماً این رفتار را تمام مدت و در همه سایتها بروز نمیدهد. ممکن است یک کاربر که در ابتدا رفتار سازنده داشتهاست برای مدتی از خود رفتار تخریب گرانه نشان دهد؛ لذا عبارت اوباش اینترنتی یک برچسب قطعی نیست، بلکه مقطعی و وابسته به موقعیت است.
یکی از رایجترین شیوههای اوباشی گری در اینترنت استفاده از مغالطه حملهٔ شخصی است. به این معنی که در بحث با کاربری دیگر به جای آنکه استدلال او را تحلیل کنیم، نیت و شخصیت خود او را زیر سؤال برده یا با انگ زدن و فحاشی او را تحریک به مقابله به مثل کنیم.
اخیراً رسانههای جمعی این واژه را در خارج از حوزهٔ وب نیز به کار بردهاند و حوزه استعمال آن در حال گسترش است.
پيروزي يا عدم پيروزي ترول و از آن مهمتر ادامه فعاليت ترولگر در يک محيط وابسته به رسيدن يا نرسيدن سوخت به ترول است. اگر آدمها کنترل احساساتشان را از دست بدهند و درگير جنگها، بحثها و اعصابخورديهايي بشوند که ترول را خوشحال ميکند، ترول به کارش ادامه خواهد داد. اين فهم و درک کاربران يک جامعه است که باعث ميشود کساني که دنبال دعوا هستند در اينکار موفق شوند يا نه. در صورت امکان فني، دادن منفي به کامنتهاي بيربط و بي محتوا يا بيتوجهي به آنها ميتواند ترولها را از کنترل احساسات شما نااميد کند. نکته مهم اين است که هر گونه بحث منطقي با ترول بينتيجه است چرا که ترول فقط به دنبال ناراحت کردن شما است نه قانع کردن تان.
در ریشه یابی تاریخی علتهای شکست ایرانیان٬ می بینیم که نقش حسادت اطرافیان و حتی یاران نزدیک و خود شهروندان ایران بسیار پر رنگ است. از حسادت و عقده سلمان فارسی بگیرید که راههای فتح ایران را به تازیان نشان داد تا حسادت افشین به بابک خرم دین که یار نزدیک بابک محسوب میشد و درب قلعه بابک را به روی سپاهیان خلیفه گشود؛ از حسادت و خیانت میرزا ابراهیم خان کلانتر به لطفعلی خان زند که با بستن دروازه های شیراز بر روی سردار زند سبب پناه لطفعی خان زند به کرمان و سپس کور شدن بیشماری از مردم کرمان و کشته شدن سردار زند شد، تا همین اواخر حسادت ورزیدن شورشیان ۵۷ به خاندان پهلوی و شاهنشاه آریامهر که سبب ویرانی ایرانمان گردید. این روند حسادت در مبارزات علیه جمهوری اشغالگر اسلامی نیز ادامه داشته و عده ای به علت عدم کارایی و توانایی خود شروع به حسادت و سنگ اندازی و عقده گشایی شخصی در مسیر کسانی می کنند که با عزم راسخ وارد عرصه مبارزه علیه جمهوری اسلامی شده اند. تا این معضل حسادت و عقده گشایی شخصی که سابقهای تاریخی در بین ایرانیان هم دارد ادامه داشته باشد، روند پیروزی و رسیدن به آرمانهای بزرگ به سختی پیش خواهد رفت.
در خبرها خوانده اید که دولت بریتانیا برای آزادی نازنین زاغری قرار است 450 میلیون پوند از پولهایی که شاهنشاه آریامهر از دولت بریتانیا طلب داشت را پرداخت کند. همه ما به خوبی می دانیم که این پول نه تنها صرف مردم ایران نمی شود بلکه صرف سرکوب مردم ایران و همچنین صرف گروههای تروریستی مانند حماس و حزب الله و ... در خارج ایران خواهد شد.
روزنامه دیلی تلگراف نوشت: "بریتانیا آماده انتقال مبلغ ۴۰۰ میلیون پوند به ایران است."
براساس این گزارش قرار است این مبلغ برای "آزادی و بازگرداندن نازنین زاغری رتکلیف، به جمهوری اسلامی ایران پرداخت شود.
نازنین زاغری
نازنین زاغری رتکلیف (به انگلیسی: Nazanin Zaghari-Ratcliffe) شهروند ایرانی بریتانیایی است[۲] که در خرداد ماه ۱۳۹۵ هنگام خروج از ایران در فرودگاه تهران بازداشت و به زندان منتقل شد.[۳]نازنین زاغری در ۱۵ فروردین به هنگام خروج از کشور همراه با دختر خردسالش به مقصد انگلستان دستگیر شد.[۴][۵][۶][۷] او با بنیاد خیریه تامسون رویترز همکاری دارد[۸] این بنیاد به توسعه رسانه در سراسر جهان کمک میکند.[۹] مأموران هنگام دستگیری زاغری پاسپورت گابریلا، دختر دوسالهٔ وی که تابعیت بریتانیایی دارد را هم ضبط کردهاند.[۱۰][۵]وی پس از دستگیری به کرمان منتقل شده و به گفته همسرش در زندان انفرادی به سر میبرد و حق دسترسی به وکیل را ندارد.[۱۱]در اواخر خرداد ماه ۱۳۹۵ سپاه پاسداران کرمان اطلاعیهای را منتشر و ضمن آن با تأیید خبر بازداشت زاغری، وی را به همکاری با موسسات معاند و مشارکت در فعالیتهای براندازی نرم متهم کرد و اعلام کرد که وی در سوئیتی در زندان کرمان نگهداری میشود.[۱۲]ریچارد رتکلیف، همسر خانم زاغری و بنیاد خیریه رویترز که خانم زاغری برای آن کار میکند اتهامات وارد به او را رد کردند.[۵] آقای رتکلیف گفت همسرش در هفتههای اول در انفرادی بوده و تحت فشار مجبور به امضای اعتراف شدهاست.[۵][۱۳]جعفری دولتآبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران جمعه ۴ تیر ۱۳۹۵ گفت: «این فرد در کرمان دستگیرشده بود و اکنون به تهران منتقل شدهاست.» او دلیل انتقال نازنین زاغری به تهران را «عدم صلاحیت رسیدگی» در کرمان عنوان کرد.[۱۴][۵]وی توسط ابوالقاسم صلواتی به ۵ سال زندان محکوم شد ولی جرم وی اعلام نشد. خانواده زاغری این حکم را احمقانه توصیف کردند.[۱۵]
حال باید نگاهی انداخت به روابط بوریس جانسون وزیر خارجه بریتانیا با داریوش گوپی
داریوش گوپی نوه آخوند محمد کاظم عصار است.
محمد کاظم عصار که بود؟
سید محمدکاظم عصار تهرانی (۱۳۰۱ق در سامرا - ۱۹ دی ۱۳۵۳ ش در تهران) روحانی ایرانی و استاد فلسفه دانشگاه تهران بود.
اما این پول 450 میلیون پوندی از برای چه بوده است ؟
از بی بی سی فارسی :
حکومت محمدرضا پهلوی، پادشاه سابق ایران از اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی مذاکراتی را برای خرید نوع ویژه ای از تانک های چیفتن که بعدا به "شیر ایران" معروف شد، آغاز کرده بود.
در سال های دهه ۱۹۷۰ و با افزایش ناگهانی قیمت نفت، در آمد ارزی ایران جهشی چشمگیر پیدا کرد و شاه به منظور اطمینان یافتن از تحویل سریع تقاضاهای خود، بهای آنها را از پیش پرداخت.
در واقع این پولی بود که شاهنشاه برای منافع وطن و حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی ملی پرداخت کرده است و ما مخالف پرداخت این موضوع هستیم.
تحلیل یکی از یاران :
تحلیل یکی از یاران بعد از برنامه دیشب در باب نازنین زاغری:
نازنین زاغری یکبار آزاد شد و بعد که بوریس یک حرف نسنجیده زد مجددا دستگیر شد و بعد هم در پارلمان مواخذه شد که چرا باستی حرف نسنجیده ای را بزنی که منجر به زندانی شدن مجدد نازنین زاغری شود و حتی از او خواستند استعفا بدهد . این جلسه پارلمان را من خودم میشنیدم و میدیدم.
مسایل را که کنار هم بگذاریم به نظر من این پول در ازای آزادی نازنین زاغری قسمتی به رژیم، قسمتی به بوریس و قسمتی اش به همان داریوش گوپی خواهد رسید . اصلا نازنین آزاد شده بود ولی چون اینها هنوز ترتیب پول را نداده بودند بوریس حرفی زد که دوباره بره زندان که بتونند گروگان کشی کنند.
بهرحال این بوریس میداند زیاد ماندنی نیست چون خرابکاری های دیگه هم کرده و بزودی از کار برکنار میشود و این حرکت در اصل تضمین و تامین بازنشستگی اش هست . داریوش هم کمکش میکند . پولها از طریق بانک نمیره .. مثل اوباما تو توبره میشه که معلوم نشه چی به چی شد!