‏نمایش پست‌ها با برچسب حسن روحانی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب حسن روحانی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۶/۱۰/۰۴

چه میزان از پول ملت ایران در بودجه 97 صرف آخوندها میشود؟

چه میزان از پول ملت ایران در بودجه 97 صرف آخوندها میشود؟


این سوالی است که بسیاری از دوستان می خواهند آن را بدانند و می پرسند، دربرنامه ای که هفته پیش در این باب ساختم بسیاری از من خواستند تا این موارد را به صورت لیست در اختیار مردم قرار دهم. 
این فقط گوشه کوچکی از ردیف های بودجه ای است که صرف آخوندها و اعوان و انصارشان می شود. به یاد داشته باشید که با 100 میلیارد تومان می شود 10 هزار شغل پایدار برای مردم ایجاد کرد.


سهم آخوند و سهم ملت

حال ببیینید که پولی که باید صرف ملت و کشور ایران و آبادانی ایران شود در کجا سرمایه گذاری می شود:

مرکز خدمات حوزه‌های علمیه ۶۰۰ میلیارد
شورای عالی حوزه‌های علمیه ۴۴۰ میلیارد
برنامه حمایت از حوزه‌های علمیه و مدارس علوم دینی ۴۲۰ میلیارد
حمایت از آموزش طلاب علوم دینی (برادران) ۳۵۳ میلیارد

پرداخت کمک هزینه معیشتی طلاب ۳۳۵ میلیارد

جامعه المصطفی العالمیه زیر نظر ناصر مکارم شیرازی ۳۰۳ میلیارد
شورای سیاست‌گذاری حوزه‌های علمیه خواهران ۲۵۸ میلیارد
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ۲۱۰ میلیارد
پرداخت مستمری به معمرین، ازکارافتادگان و خانواده مرحومین طلاب و روحانیون ۱۸۷ میلیارد
سازمان تبلیغات اسلامی ۱۶۹ میلیارد

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ۱۳۴ میلیارد
نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ۱۲۹ میلیارد
شورای برنامه‌ریزی مدیریت حوزه‌های علمیه خراسان ۱۱۷ میلیارد
برنامه حمایت از حوزه‌های علمیه و مدارس علوم دینی ۱۰۰ میلیارد
نمایندگی ولی فقیه در سپاه ۹۴ میلیارد

حمایت از آموزش طلاب علوم دینی ۸۵ میلیارد
حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی ۸۴ میلیارد
حمایت از فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغی طلاب علوم دینی (برادران) ۶۶میلیارد


 حمایت از استقرار روحانی در مناطق مورد نیاز با اولویت مناطق روستایی، محروم و عشایری و مرزی ۵۹ میلیارد
شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه ۴۲ میلیارد
مرکز رسیدگی به امور مساجد در سال آینده ۳۸ میلیارد
مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی ۳۷ میلیارد
برنامه گسترش و تعمیق اندیشه تقریب مذاهب اسلامی برای ایرانیان ۳۶ میلیارد
حمایت و سازماندهی اجرای مراسم ملی و مذهبی حدود ۳۶ میلیارد

توسعه وگسترش سینمای دینی۳۴ میلیارد
برنامه حمایت از فعالیت‌های فرهنگی ـ دینی پیروان اهل بیت درخارج ازکشور۳۲ میلیارد
ارائه خدمات فرهنگی، رفاهی و ورزشی به طلاب و روحانیون ۲۸ میلیارد

موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی متعلق به مصباح یزدی ۲۸

برنامه پژوهش‌های توسعه‌ای فرهنگی‌ـ دینی ۲۴ میلیارد
حمایت از فعالیت‌های پژوهشی طلاب در زمینه علوم دینی ۲۱ میلیارد
ستاد اقامه نماز ۱۹ میلیارد
کمک به تأمین مسکن طلاب و روحانیون ۱۷ میلیارد
حمایت و تولید آثار و فیلمنامه‌های «سینمای دینی» بیش از ۱۶ میلیارد

پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی حدود ۱۴ میلیارد
جلب مشارکت‌های مردمی در برگزاری مراسم رسمی و عمومی حدود ۱۲ میلیارد
به کار گرفتن روحانیون و مبلغان برای تبلیغ و حمایت از فعالیت‌های تبلیغی ۱۲ میلیارد
کمک به تغذیه طلاب در مدارس شبانه‌روزی ۸ میلیارد

مثلا جالب است که بدانید : حسن خمینی ماهى ٦ميليارد ميگيرد كه آثار امام: نوع افتادن از طبقه دوم بر روی عمه و لذت بردن از طفل شيرخوار را نشر كند؟

حسن خمینی دارا بودن ماهی 6 میلیارد از بودجه 97
شاید شما نیز تحصیل کرده باشید و متعجب شوید که چطور عده ای به سادگی و با بورسیه به دانشگاههای آمریکا و کانادا فرستاده میشوند، ولی شما عملا راهی برای این گونه بورسیه ها پیدا نمی کنید.  در این بودجه هزینه زیادی برای ایرانیان خارج کشور و فرستادگان جمهوری اسلامی که از انقلاب دفاع می کنند آمده ذکر شده است که شامل دو پروژه شهید شاطری و پروژه شهدای گمنام است.در یکی از تویت های کاربران آمده است: 
اگر براتون سواله که چرا برخی دوستان مقیم (حتی پناهنده) فرنگ با این حمیت از نظام مقدس دفاع می کنند. لایحه بودجه ٩٧ رو دانلود کرده و ذیل بودجه وزارت اطلاعات ردیف های پایانی "پروژه شهید شاطری" و "پروژه شهدای گمنام" را ملاحظه بفرمایید. بالاخره ١٩٠ میلیارد کم پولی نیست.

پروژه شهید شاطری طرح ١١٠ میلیاردی نظام برای حمایت مالی از کسانی است که برای تبلیغ غیرمستقیم اسلام و انقلاب از طریق خدمت رسانی به مستضعفین به کشورهای گروه الف (محور مقاومت) ب (اسلامی مستضعف) د (غیر اسلامی مستضعف) بروند.
پروژه شهدای گمنام هزینه بورسیه تحصیلی، زندگی و هزینه های تشکیلاتی کسانی است که کارشان "دفاع موثر از آرمان‌های انقلاب، ترویج روحیه استکبارستیزی و ارائه چهره واقعی از ایران اسلامی" در کشورهای گروه "ه" است. گروه "ه" شامل غرب و شمال اروپا و آمریکای شمالی با برچسب "محور استکبار" است.


اسحاق جهانگیری که به قهرمان بعضی از افراد خرد باخته تبدیل گردیده بود در نامه ای  همه ادارات و وزارت خانه های دولتی  را از انتقاد از بودجه 97 منع کرده است. 
نامه اسحاق جهانگیری
در این بودجه هزینه عوارض خروجی برای ایرانیانی که قصد سفر به خارج دارند چندین برابر گردیده است : 
و بیش از 3 برابر گردیده که به صورت تناوبی بالا می رود : 

بر اساس لایحه بودجه ۱۳۹۷ عوارض خروج از کشور برای هر نفر به قرار زیر است:

عوارض سفر اول: ۲۲۰ هزار تومان (در مقایسه با ۷۵ هزار تومان در سال ۹۶)

عوارض سفر دوم: ۳۳۰ هزار تومان (۵۰ درصد افزایش)

عوارض سفرهای سوم و بیشتر: ۴۴۰ هزار تومان (۱۰۰ درصد افزایش)

در یک نظر سنجی از کاربران پرسیده شده است که این عوارض صرف چه کاری می شود که اینگونه پاسخ می بینید:


همچنین  بودجه مرزبانی به یک پانزدهم کاهش یافت و  از 160 میلیار به 10 میلیارد رسیده است. این کاهش بودجه 93 درصدی در حالی است که سربازان بیچاره ما در مرزها سربریده می شوند و قاچاق به مانند آب خوردن وارد کشور می شود و مواد مخدر نیز به راحتی از مرزها به داخل کشور می آید.
شهدای مرزبانی
همه اینها در حال صورت می گیرد که حسن روحانی با وقاحت تمام بر این موضوع تاکید می کند که بیایید و بودجه را ببینید:
در کل باید گفت نتیجه بودجه های جمهوری اسلامی فقط چپاول دارایی های ملت ایران است و ما باید با  یک قیام ملی به این غارت بیت المال پایان دهیم و پول ملت ایران را صرف محرومین و صرف ساخت کشور خود کنیم نه زندگی آخوندها.

۱۳۹۲/۱۰/۱۸

وزارت اطلاعات دولت حسن روحانی و لجن پراکنی علیه محمد نوری زاد

سایت صلح نیوز وابسته به وزارت اطلاعات حسن روحانی طی لجن پراکنی جدید علیه محمد نوری زاد مدعی شده است که وی به دختر خود تجاوز کرده است. 

وزارت اطلاعات دولت تدبیر و امید و یا به عبارتی#دولت_راستگویان در پرونده سازی و خبر سازی و ترور مخالفین به صورت غیر مستقیم دست همه جنایت کاران و فاسدان و بی اخلاقان را پشت بسته است. ولی چه خوب شد که این دولت سریعا چهره خود را نشان داد .حرکتی که علیه نوری زاد انجام شد حرکت علیه یک شخص نبود حرکت علیه شرافت و انسانیت بود و نشان دهنده ذهن بیمار دخمه نشینان وزارت اطلاعات حسن روحانی که برای کوبیدن کسی که حق میگوید سریعا به سلاح جنسی مسلح شده تا جلو شخصی را بگیرند که پرده از جنایات و قصاوات رژیم جمهوری اسلامی در این 35 سال برداشته است. ولی همانگونه که قبلا گفتم و خواهم گفت نوری زاد امتحانش را با تحریم انتصابات رژیم پس داده و اکنون حمایت از محمد نوری زاد بر همه میهن پرستان به ویژه هواداران پادشاهی واجب است. زیرا ایشان با به تصویر کشیدن صدای مظلومان میهن پرستی خود را اثبات کرده است .

در لینک زیر در صفحه شخصی محمد نوری زاد میبینیم که اکثر افراد سیاسی و غیر سیاسی با ایشان همدردی و ابراز پشتیبانی کرده اند. بر همگان به ویژه شاهزاده رضا پهلوی واجب است تا با حمایت از محمد نوری زاد باعث قوت قلب در ادامه راه و به تصویر کشیدن صدای مظلومان داشته باشد. 

۱۳۹۲/۰۹/۲۸

عکسی از زیبا صادق زاده همسر پیمان عارفی در شادی انتخاب حسن روحانی

متاسفم برای زیبا صادق زاده که اینقدر زیر فشار بود که برای آزادی و کاستن میزان حصر و حبس پیمان ‫#‏عارفی‬ به روحانی رای داد و روحانی مزد دست او و بسیاری را داد . 


از دو جهت میتوان گله کرد . یکی اینکه ما طرفداران پادشاهی مانند بچه های یتیمی هستیم که بی صاحب رها شده ایم و کسی که میتوانست پدر این هواداران باشد از نقش خود سرباز زد و خود را کنار کشید. 

از جهت دوم که چرا ما باید به آخوند اعتماد کنیم مگر این حرف حکیمانه زنده یاد رضا فاضلی را فراموش کرده ایم که : آخوند خوب نداریم ، آخوند خوب آخوند مرده است. 
هر بار که به این فراموشی دچار شدیم ضربه هایی خوردیم که هیچ وقت از یاد نخواهیم برد

۱۳۹۲/۰۹/۲۵

افشاگری میلاد درویش مستند ساز و عضو سندیکای فلز کاران از ادامه بگیر و ببندها توسط وزارت اطلاعات دولت روحانی

این متن شرح حالی است که بر میلاد درویش رفته و در فیس بوک خود انتشار داده است ، دوستان عزیز به یاد داشته باشید اگر دستگیر شدید سریعا این دستگیری را اطلاع رسانی کنید تا از فشارهای اطلاعاتی و امنیتی در امان بمانید :


خیابان صبا (برادران مظفر)... گذرگاهی سنگفرش شده، منشعب از خیابان انقلاب، نزدیک به چهارراه ولیعصر در مرکز شهر تهران... و ساختمانی قدیمی در ابتدای تقاطعِ صبای شمالی... بنایی یک طبقه با سقفِ شیروانی، که تنها منفذش به بیرون، سه دودکشِ حلبیِ قدیمی است... از ضلعِ شمالی با پاساژ کامپیوتر رضا و از جنوب با یک مغازۀ کوچک، همسایه است. از پشت (ضلعِ شرقی) مشرف به یک ساختمانِ مخروبۀ متروکۀ قدیمی و ضلعِ شرقی اش از حیاطِ کوچکی که دارد، درب بزرگِ فولادی به پیاده روِ خیابانِ صبا باز میشود... و یک تابلوی کوچک که غیر از عکاسان و فیلمبرداران، برای بقیۀ رهگذران خودنمایی نمیکند؛ روی تابلو نوشته است: «عکاسی و فیلمبرداری ممنوع»
از تابستانِ امسال بارها به این ساختمانِ قدیمی احضار شدم؛...


ساعت 10 صبح با من قرار داشتند. فقط گفتند "وزارت اطلاعات ... و جهتِ ادای پاره ای از توضیحات"...
... و من از ساعت 9 صبح آنجا بودم. ابتدا گمان میکردم تنها هستم... اما دقایقی نگذشته بود که عده ای دیگر نیز به همین دربِ فولادی مراجعه کردند. آنها نیز دقیقا مثلِ خودم احضار شده بودند. چند نفرشان که قبلا با آنها کار کرده بودم را میشناختم اما پاسدارهایی که دمِ در ایستاده بود با تندی مانع از همکلامیِ ما میشدند. چند خانم هم به جمعِ ما اضافه شد... به تدریج در مدتِ کوتاهی که در پیاده رو کنار دربِ فولادی منتظر ایستاده بودیم، همگی مطمئن شدیم که ما را به خاطرِ فعالیتِ شغلیمان خواسته اند.
تقریبا همه هنرمند بودند و اکثرا مستندساز. حتی بعضا یکدیگر را میشناختند. شاید شما هم برخی از آنها را بشناسید. یکیشان جانباز جنگ بود... نامم را از بیسیمِ یکی از پاسدارها شنیدم که قبل از بقیه باید داخل میشدم... در حیاط کوچک، چهره های متنوعی دیدم؛ افرادی با لباس شخصی (از آن لباسهایی که میشناسیم)، چند پاسدار و حتی عده ای با ظاهرِ معمولی.
مرا با احترام به راهرو هدایت کردند و بعد از گذشتن از گیت، کلِ وسایلم را گرفتند و پابرهنه به کنارِ سالنِ کوچکی بردند که اطرافش با دیوارهای جداکننده، اتاقکهایی به مساحتِ یکمتر ایجاد شده بود؛ یک دقیقه از ورودم به ساختمان نگذشته بود که ناگهان "چشم بند" زدند و به یکباره برخوردشان به کلی عوض شد. تشرها، بی احترامیها و هر آنچه از مصادیقِ شکنجه مصرّح در قانون اساسی میدانیم... آن روز چهارده ساعت به طور بی امان و بی وقفه توسط افراد مختلف بازجویی شدم. آن هم بدون آمادگیِ قبلی، بدون وکیل، بدون احضاریۀ قانونی از مرجعِ قضائی، بدون فضای مناسب برای بازجویی، بدون آنکه مرا برای بازجویی خواسته باشند... اتاقکِ کوچک به گونه ای طراحی شده بود تا بازجوها را نبینم. یک میز و صندلی با دیواری در روبرو که شیاری در زیرش بود تا بتوانیم برگه های بازجویی را رد و بدل کنیم.
با تهدید، فشار و توهین به انحای گوناگون میخواستند که هر آنچه را آنها دیکته میکنند به عنوانِ اعترافاتم بنویسم... یک سوال به گونه های مختلف طرح میشد تا سرانجام هرآنچه بابِ میلِ خودشان است را بنویسم و امضاء کنم... و به اجبار صدها صفحه اعترافِ دروغین...!
... البته متأسفانه به دلایلی از ذکرِ جزئیات معذورم... تعهداتی که به صورتِ غیرقانونی و غیرانسانی گرفتند. برگه هایی را که با چشم بند، انگشت زدم!... و حقِّ قانونیِ یک انسان، که زیرِ پا گذاشته شد. یکی از تعهدات که قبل از خروج با تأکید گرفتند این بود که فعلا هیچ نوع کار و فعالیتی نکنم و دربارۀ این اتفاقات به هیچ وجه، چیزی نگویم.
لیکن این نوع بازجوییها و بازداشتها که به صورت کاملا غیرقانونی، غیر انسانی و غیرمتعارف بود، جرم محسوب میشود و نه افتراهای ناروایی که به من نسبت دادند...
چند روز بعد، مجددا به همان ساختمانِ قدیمی، احضار شدم؛ البته با این تفاوتها که اینبار فقط خودم بودم و اینکه اتهامات، صرفا به حیطۀ شغلی ام مربوط نمیشد و یک فرقِ عمده نیز اینکه پس از بازجویی نگهم داشتند... بازداشتگاه که چه عرض کنم! بیشتر به سیاهچال شباهت داشت! و به یک بازداشتگاهِ حرفه ای نمیماند! عاری از دربرگیریِ حقوقِ افراد بازداشتی و زندانی بود. با "چشم بند" میتوانستم اندکی زیرپایم را ببینم. در حیاطِ پشتی کنارِ دستشویی، اتاقی بود که به سیاهچال راه داشت و شاید با کاربردهای دیگری هم از آن استفاده میشد.
در یکی از روزهای بازداشتم که مدام و بدون استراحت، ساعتها بازجویی میشدم، یکی از به اصطلاح بازجوهایم که خودش را "موسوی" معرفی کرده و برخلافِ بقیه، سعی مینمود با ظاهری مهربان برخورد کند و ضمنا تنها کسی بود که میتوانستم چهره اش را ببینم، درباره نامۀ دعوت به همکاری از خارج از کشور سوال میکرد و اصرار داشت که قرار بوده در امریکا برای عده ای کار کنم! هرچه فکر کردم به ذهنم نرسید که کدام نامه را میگوید!... تنها هنرشان این بود که ارتباطاتم را به طور کامل زیر نظر داشتند. مرا ساعتها در همین باره بازجویی کرد تا اینکه گفتم: «من هرگز از امریکا چنین دعوتی نداشته ام، ولی شما که هر اتهامی را نسبت میدهید این یکی را هم خودتان بگویید تا برایتان بنویسم.» او که میکوشید خونسرد باشد، با عصبانیت، نامه را جلویم انداخت تا بدانم آنها همه چیز را میدانند!!!... در کمال شگفتی به نکتۀ مضحکی برخوردم که باعث شده بود ساعتها وقتش را تلف کند؛ در پاسخ بر روی برگۀ بازجویی نوشتم: «اگر در منزلتان کودکی دارید که به کلاس اول دبستان میرود، این نامه را نشانش دهید تا به شما بگوید یونایتد استیت با یونایتد کینگدام فرق دارد.(!)» ...بیچاره موسوی گمان کرده بود هرکشوری که اولش "یونایتد" داشته باشد، امریکاست!... یادآوریِ اینکه بعدش چه بر من گذشت _تا بیاموزم به بازجو که شغلِ مقدسی دارد(!)، نباید اساعۀ ادب کنم_ دشوار است... آن شب را تا صبح در دستشوییِ بازداشتگاه، محبوس بودم...
... از آن زمان تاکنون دیگر به بازجوییها و بازداشتهای متناوبِ غیرقانونی در کمیته دفتر پیگیری وزارت اطلاعات عادت کرده ام. گاهی نیز در طول بازداشت، مرا با خودرو برای بازجویی به ساختمانِ دیگری میبردند که نمیدانستم و نمیدانم کجا بود! آخرین بار پاسپورتم را توقیف کردند!... کاملا برایم طبیعی شده که در تماس باشند و با تزویر "عمل به تعهداتم" را گوشزد کنند! تعهداتی که هرگز خود را ملزم به رعایتش نمیدانم. چون همواره پیروِ قوانین مملکتی حرکت نموده و به عنوان یک ایرانی و فردی از خانوادۀ شهید که شهدای بسیاری را تقدیم به انقلاب کرده ایم، خود را مطیعِ قانون اساسی ایران دانسته و تحتِ هیچ شرایطی حاضر به نقضِ آن نیستم. احضارها، بازداشتها و اعترافاتی که تحت فشار و شکنجه گرفته شد، کاملا مغایر با اصل سی و هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بود و اتهاماتم در منافات با اصل بیست و ششم و بیست و هفتم از همین قانون که بر آزادیِ انجمنهای صنفی و اقلیتها تأکید ورزیده است.
خرداد امسال که همنسلانمان به افتخارِ آمدنِ "دولت تدبیر و امید" نجوای «سر اومد زمستون» سرمیدادند، هرگز تصورش را نمیکردم که وزارتخانۀ اطلاعاتِ همین دولت، چنین بی تدبیریِ مأیوس کننده ای را به روحیۀ حساسِ نسلِ جوانِ عرصۀ فرهنگ و هنر نشان دهد که موجب بی اعتمادی نسبت به مسئولین امنیتی شود.
علیرغم اینکه تا امروز هیچ کسی را از وضعیتم مطلع نکرده بودم، اما در عینِ ناباوری، افرادِ بسیاری از موضوعِ بازداشتم خبر داشتند... و سندیکایم که مثل کوه، پشتم ایستاد تا به کوچکترین حرمان مبتلا نشوم.
تاکنون در ازای رنجی که رفت، سکوت کردم اما سکوت در برابر هرنوع ظلم و بی قانونی، همپایۀ رذالتِ ستمگران است که عملاً و علناً عدالت و قانون اساسی را نادیده میگیرند. بنابراین قطعا شکایتم را از طریق دیوان عدالت اداری، پیگیری خواهم کرد. حتی بدونِ وکیل. گرچه امیدی برای رسیدگی به این پرونده ندارم، اما وظیفۀ قانونی و شهروندیِ خود میدانم که دستگاهِ قضاییِ کشورم را از آنچه که در بازداشتگاهها و اقرارگاهها میگذرد، آگاه سازم... فشار در شرایط نامتعارف هرگز موجب تغییر عقیدۀ انسان نخواهد شد بلکه صرفاً تلنگری است تا ضعفِ زیرپاگذارندگانِ قانون را بهتر بشناسیم و نسبت به برخورد با عدالت شکنان، هوشیارتر باشیم.
...
...چنانچه هر ظهر و هر غروب به خیابان صبا برویم، بانویی مهربان را خواهیم دید که سالهاست در سرما و گرما می آید تا غذای گربه های این خیابان را بدهد و هیچ مانعی نمیتواند او را از آمدن در این ساعات بازدارد. چه زیبا همۀ گربه ها را میشناسد و چه هنرمندانه با عدالت به آنان غذا میدهد که هیچ کدام به غذای دیگری طمع نکند. این بانو چه راحت مهربانی را به جانِ زندگی می نشاند! محبتش مرا به یاد معلمی می اندازد که هرگز ما را بخاطر بیسوادی و بی تجربگی نکوهش نمیکرد بلکه همواره شوقِ کوشش برای زیستن را در ما جلوه گر میساخت. زنده یاد پرویز شهریاری که خودش هفت بار به زندان افتاد و بارها شکنجه شد ولی هربار که از شکنجه گرانش سخن میگفت به جای کینه ورزی، افسوس میخورد که چرا آنان از آموزشِ صحیح محروم بوده اند!... اما منِ بسیار کوچک، موسوی را به دلیلِ آنکه انگلیس و امریکا را از هم تشخیص نمیداد، تحقیر کردم! احتمالا اگر معلم فقیدمان متوجه میشد، دلش از رفتارم میگرفت... شاید دیگر موسوی را نبینم تا از او عذرخواهی کنم، اما امیدوارم آن بازجوی ناآگاه، مرا بابتِ این مسئله ببخشد؛... البته شکایتم از او و همکارانش همچنان پابرجاست.
یقین دارم عمرمان به قدری طولانی خواهد بود که روزی را شاهد باشیم که به جای این ساختمانهای مخوف، مدرسه ها ساخته میشود تا انسانهای فردا، چنان قربانیِ فقر نگردند که بخواهند در مقابلِ ارعابِ همنوعانِ خود، دستمزد بگیرند.
دیروز مجددا تماس گرفته بودند و باز به همین ساختمان احضارم کردند؛ درخواستشان غیرقانونی بود، پس اینبار نرفتم... و تهدیداتی که متوجهم شد...
هرچند امروز هوا تاریک است، اما به قول دکتر آریانپور:
روز ما فرداست، فردا روشن است
شام تیره، بام را آبستن است

میلاد درویش
مستندساز
و عضو سندیکای کارگران فلزکار مکانیک
25/9/1392


منبع : فیس بوک میلاد درویش
https://www.facebook.com/photo.php?fbid=1387096171539634&set=a.1377369105845674.1073741828.100007177925408&type=1&theater

۱۳۹۲/۰۹/۲۴

آیا اگر روحانی راستش را گفته بود هنوز به او رای می دادید؟



اگر همان موقع راستش را گفته بودند ...

به نظرتان اگر همان موقع و درمناظرات ، جناب فریدون (روحانی) در دوربین نگاه میکردند و به مردم راستش را میگفتند که چه در سر دارند و میگفتند که قرار است تا چند سال با بهانه میراث دولت احمدی نژاد و تحریم ها ، از پاسخگویی به مشکلات و عمل به وعده ها شانه خالی کنند ، چه نتیجه ای در انتخابات رقم خورده بود ؟
دقیقا چه نامی بر کاری که کردند می توان گذاشت ؟!


#دولت_راستگویان #دولت_هاشمی #دروغ

۱۳۹۲/۰۸/۲۴

صد روز روحانی گذشت: فقر بیشتر، حقوق بشر ویران شده، روابط با دنیا بدون بهبود

امروز صدمین روزی است که از روی کار آمدن دولت حسن روحانی می‌گذرد. دولتی که نام خود را دولت تدبیر و امید گذاشته بود و حسن روحانی مدام در تلوزیون ظاهر می‌شد و با یک کلید در دست می‌گفت که کلید حل مشکلات کشور را در دست دارد اکنون شایسته نامیدن به دولت تزویر و نا امیدی است. چرا که به مانند همه آخوندها و اسلامیون حسن روحانی نیز با به قدرت رسیدن زیر تمامی حر‌ف‌های خود زد.



دولت تزویر و ناامیدی قول داده بود که ظرف ۱۰۰ روز وضعیت کشور را در سطح مطلوبی برساند و وعده‌های بسیاری برای این امر داده بود که این وعده را می‌توانید از سایت روحانی سنج که در کانادا به صورت اختصاصی برای سنجش وعده‌های روحانی ایجاد شده است نگاه کنید که چه میزان وعده بی سرانجام را داده است و به مانند سایر ملاها راه فریب را پیش گرفت و به جلو آمد.

من نیز در این مقاله می‌خواهم اشاراتی به دروغ‌ پردازی دولت تزویر و ناامیدی و اصلاح‌طلبان ماله‌کش کنم. زیرا اگر حسن روحانی کشور را به مرز نابودی پیش ببرد و حقوق بشر و اعدام‌ها و بگیر و ببندها را افزایش دهد بازهم عده‌ای از ماله‌کشان اصلاح‌طلب راه می‌افتند تا این موارد را توجیه کنند. علت هم بسیار ساده است بسیاری از اصلاح‌طلبان و فرزندان‌شان و عوامل خارج از کشورشان به واسطه به روی کار آمدن حسن روحانی به نان و نوایی رسیده‌اند، منافع مادی و اقتصادی آن‌ها تامین شد. دوباره قراردادهای نفتی و گازی به زیر دستان‌شان افتاد. دوباره می‌توانند هزینه‌های سرسام آوری عیاشی فرزندان خود در خارج کشور را بدهند و به همین علت هم هست که این افراد به صورت بی‌شرمانه‌ای پا روی تمام اصول اخلاقی و اعتقادی گذاشته تا جایی که کسانی هم‌چون میرحسین موسوی و مهدی کروبی را به دست فراموشی سپرده‌اند.

کارنامه حسن روحانی در این ۱۰۰ روز:
حقوق بشر: به جرات می‌توان گفت یکی از سیاه‌ترین پرونده‌های حقوق بشری در طول تاریخ جمهوری اسلامی متعلق به این ۱۰۰ روز دولت تزویر و ریا است. این دولت آن‌چنان وقیح شده است که دسته دسته جوانان کشور را به چوبه‌دار می‌سپارد  و آمار وحشتناک بیش از ۲۰۰ اعدام در این ۱۰۰ روز را داشته‌ایم. این وضعیت حقوق بشری این‌قدر تیر و تار بود که صدای افرادی هم‌چون شیرین عبادی که بسیار محافظه‌کار و نزدیک به اصلاح‌طلبان بود را هم در آورد.

آزادی رسانه:
در این صد روز نه تنها شاهد بازگشایی رسانه‌های آزاد بوده‌ایم بلکه بگیر و ببند‌ها و بستن روزنامه‌ها ادامه دارد تا جایی که سردبیر یک روزنامه را به علت نوشتن یک مقاله به زندان انداخته و روزنامه وی را نیز تعطیل می‌کنند و وزیر ارشاد از این کار حمایت می‌کند. حال جالب هست که سردبیر و مقاله‌نویس هم از روزنامه‌های خودی محسوب می‌شدند و این نشان می‌دهد حتی این گروه اصلاح‌طلبان به هم‌دیگر نیز رحم نمی‌کنند.
در ثانی پارازیت اندازی‌های وحشتناک که موجب عواملی هم‌چون کیست، سرطان خون؛ سردرد و بسیاری بیمارهای دیگر نیز شده است ادامه دارد. هنوز حاکمیت از خبررسانی رسانه‌های آزاد وحشت داشته و نمی‌گذارد اطلاعات آزاد به راحتی به مردم درون مرز برسد.
فیس‌بوک هم‌چنان فیلتر هست و این در صورتی هست که مقامات جمهوری اسلامی هم‌چون جواد ظریف برای فریب دنیا از این رسانه استفاده می‌کند ولی این رسانه برای مردم درون مرز جرم است زیر دولت حسن روحانی می‌داند که با اطلاعات دقیق مردم دیگر فریب آخوندهای امثال او را نمی‌خورند.

اقتصاد و معیشت مردم:
گزارش گرانی‌های بی‌سابقه هم‌چنان در راه است. عده‌ای از اصلاح‌طلبان برای ماله‌کشی می‌گویند که کارهای حقوق بشری در دست دولت نیست ولی آیا اقتصاد هم در دست دولت نیست ؟ آیا معیشت مردم نیز در دست دولت نیست ؟ پس چه چیز در دست دولت است ؟ اصلا این دولت برای چه چیز به روی کار آمده است؟
وقاحت در مورد گرانی به جایی رسیده که وزرای دولت تزویر و نا امیدی علنا از گران کردن آب و برق سخن می‌گویند. هم‌چنین با بهانه کمبود بودجه قرار به قطع کردن یارانه‌های مردم را نیز گذاشته اند و در مواردی مثل خودرو قرار بر افزایش ۳۰% نرخ خودروها دارند.
این موارد بازهم دروغ‌های دولت تزویر و نا‌امیدی را بیشتر از پیش آشکار می‌کند که هیچ برنامه‌ای برای بهبود وضعیت معیشت مردم نداشته است.

زندانیان سیاسی و حصر و حبس:
وضعیت زندانیان سیاسی هیچ‌گونه تغییر خاصی نکرده است. عده‌ای با دادن وثیقه‌های میلیونی به مرخصی می‌آیند  و عده‌ای نیز هم‌چون کروبی و موسوی و زهرا رهنورد هم‌چنان در حبس هستند. وقاحت وزارت اطلاعات دولت تزویر و ناامیدی به جایی رسیده که وقتی دختر موسوی به دیدار پدر مادر خود می‌روند می‌خواهند او لباس زیر خود را در بیاورد. ما در این ۱۰۰ روز از هزارمین روز حصر خانگی موسوی و کروبی و رهنورد نیز عبور کردیم ولی هیچ‌گونه صدایی ولو کوچک از دولت تزویر و ناامیدی برای آزادی این چند نفر نشنیدیم. جواد ظریف به عنوان نماینده دیپلماسی رژیم نیز در خارج کشور از زندانی بودن و اعدام‌ها ابراز بی‌اطلاعی می‌کند که مبادا دکان فریب رژیم در خارج  را تخته کند.
در مواردی دیگر افرادی مثل ستار بهشتی که در زندان به شهادت رسیدند را نیز با دست‌گیر کردن پزشک شاهد بر روی پای‌مال کردن خونش تاکید می‌کنند. حتی بسیاری از نان به نرخ روز خوران اصلاح‌طلب راه افتاده و در این راه به محمد نوری‌زاد و آرش صادقی و هر فعال درون مرزی که از اصلاح‌طلبان و دولت تزویر و ناامیدی انتقاد می‌کند حمله می‌کنند که این نیز به نوبه خود بسیار جالب هست. حتی دیده شده که این حملات به دختران موسوی و افرادی نیز مثل مهدی خزعلی رسیده است چرا که فقط از دولت توقع فعالیت بیشتری داشتند.

دیپلماسی خارج از کشور:
روش دیپلماسی لبخند و فریب که توسط تیم جواد ظریف در حال انجام هست تا این‌جای کار به شکست انجامیده است. ظریف حتی نتوانسته یک برگ تحریم علیه ایران را بردارد چون برای دنیا فرقی ندارد تو با لبخند وارد مذاکره شوی یا به مانند سعید جلیلی با مهر پیشانی. برای دنیا مهم است که جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای دست پیدا نکند که به واسطه این سلاح جان مردم جهان را با تهدید رو به رو کند. جواد ظریف و تیم دیپلماسی هر چه تلاش کردند تا این‌جای کار موفق به فریب دنیا نشدند. زیر جهانیان نیز مصاحبه‌های حسن روحانی و افتخاری که به فریب دنیا می‌کرد به یاد دارند.
در پایان توجه شما را به آمار سایت روحانی سنج  جلب می‌کنم که یاد آوری کنید حسن روحانی در زمان انتخابات چه وعده‌هایی داده و کدام یک از آن‌ها انجام شده است.
راه تنها یکی است و آن‌هم کنار گذاشتن کلیت و تمامیت جمهوری اسلامی و برگزاری انتخابات آزاد زیر نظر سازمان ملل متحد است.

با سپاس از سایت خودنویس برای انتشار مقاله : 

۱۳۹۲/۰۷/۱۳

بر اساس سایت روحانی سنج تحقق تنها 1 وعده از 46 وعده داده شده توسط حسن روحانی تا امروز

امروز در دومین روز از دومین ماه به روی کار آمدن دولت حسن روحانی هستیم. یعنی در 62 روزی هستیم که دولت حسن روحانی بر سرکار آمده است.سایت "روحانی سنج" که مدام فعالیت های دولت حسن روحانی را آنالیز و بررسی میکند تعداد وعده های محقق شده این را 1 وعده از 46 وعده داده شده عنوان کرده که آنهم بازگشایی خانه سینما بوده است. طبق تصویر زیر میتوانید به کلیات طرح توجه کنید :

من نیز به مانند بسیاری از شما دلم میخواهد دلخوش به این وعده و وعید ها باشم ولی حقیقت امر این هست تا از این حکومت فعالیت عملی دیده نشود ما نمی توانیم خود را فریب دهیم زیرا هزاران بار ما را فریب داده اند.

پس بیایید هوشمندانه نه از روی احساسات وعده های داده شده را مورد ارزیابی قرار دهیم .به این سایت بروید و آمار دقیق وعده ها و میزان تحقق یا پیگیری آنها را دنبال کنید. یاد آور میشوم که سایت روحانی سنج یک سایت عملی و دانشگاهی بوده که توسط دانشگاهی در کانادا فعالیت های حسن روحانی را تعقیب میکند.

http://rouhanimeter.com/?lang=fa

۱۳۹۲/۰۷/۰۳

روحانی نه احمدی نژاد هست نه محمد خاتمی بلکه دقیقا کپی شده خامنه ای است

سخنان حسن روحانی در جای جای مختلف را که میشنوم تنها یاد یک شخصیت میافتم. آن شخصیت نه محمود احمدی نژاد نه سید محمد خاتمی بلکه شخص سید علی خامنه ای است.

شما میتوانید نقطه نظرات مختلف روحانی را بررسی کنید . از نقطه نظر در مورد کهریزک تا نقطه نظر در مورد فتنه (جنبش سبز ملت ایران) . از نقطه نظر در مورد رفع شبهه در انتخابات تا نقطه نظر در مورد سپاه پاسداران و فعالیت اقتصادی.

حتی در مورد توبه کردن موسوی و کروبی و امثالهم هم نظرات خامنه ای را دقیقا تکرار می کند.

اگر بخواهیم شخصیت خامنه ای را هم در نظر بگیریم اون نیز آن تندروی های خاص را ندارد و بسیاری مواقع حد بین تندروها و اصلاح طلبها میشود.

حال که روحانی به سازمان ملل رفت  بسیارانی انتظار داشتند که یک معجزه کند و با دست پر بیاید ولی چیزی که دیدیم و شنیدیم دقیقا سخنان رهبر انقلاب بود که در آنجا بازتاب داده شد و دقیقا همان ژست ها گرفته شد. مثلا نرفتن به سر سفره شام بانکی مون که مبادا با اوباما دیدار کند یا نرفتن به سخنرانی اوباما.

خوب هست که به این ویدیو که سخنرانی خامنه ای است و در دهه 60 در سازمان ملل انجام داده هم نگاهی بیاندازید


۱۳۹۲/۰۶/۰۳

اندرباب روشهای جنایتکارانه اصلاح طلبان ، قتل عطالله رضوانی شهروند بهایی

یکی از روشهای جنایتکارانه اصلاح طلبان استفاده غیر متعارف از یک روش به اسم قتل زیرزمینی یا زنجیره ای است. روش کار بدین گونه است که دولت به طور غیر مستقیم دستور کشتن افراد خاصی را صادر میکند ولی برای  به قولی  نچسبیدن اتهام و موجه نشان دادن جلوه این را به عوامل خودسر و تندرو نسبت میدهند. در صورتی که تمام این عوامل زیر نظر مستقیم وزارت اطلاعات که خود زیر نظر شخص حسن روحانی هست انجام وظیفه می کنند.

از این قبیل اقدامات در جریان قتل های زنجیره ای ، قتل های خارج کشور ، قتل های محفلی کرمان ، قتل فروهر ها  و حتی حادثه اتوبوس نویسندگان که به ارمنستان می رفتند در دولت های هاشمی رفسنجانی و خاتمی دیده شده و زیر نظر مستقیم آنها با روش مخوف تر انجام شده است.


چندی پیش شنیدیم که جسد عباس یزدان پناه یزدی شریک پسر هاشمی رفسنجانی   در فجیره امارات پیدا شده است  و حال امروز میشنویم که  آقای عطالله رضوانی از خیرین شهر بندر عباس و شهروند بهایی شنبه شب به ضرب گلوله کشته شده است.

باری ای هموطن که قتل و کشتار به شیوه مخوف اصلاح طلبان آغاز شده است . روشهای کشتن مخفی و بعد از آن نسبت دادن این کشتار به عوامل خودسر. در 8 سال دولت احمدی نژاد بساط اینگونه کشتن ها لاقل جمع شده بود و حداقل وزارت اطلاعات از این روش برای کشتار استفاده نمی کرد ولی متاسفانه با روی کار آمدن حسن روحانی این نمونه کشتار زیر زمینی که از تخصص های اصلاح طلبان به ویژه هاشمی رفسنجانی هست باز مجددا آغاز گردیده است.

از همه میهن پرستان میخواهم ضمن پخش این خبر ، مردم ایران را از نیت شوم این گروهک آگاه کنند. 

۱۳۹۲/۰۵/۲۵

تو دهنی حسن روحانی به کسانی که چهار سال پیش گفتند رای ما کجاست؟

امروز روزی بود که روحانی چهره واقعی خود را نشان داد. چهره واقعی که چندین ماه بود میهن پرستان بر آن تاکید داشتند و او را روباه بنفش نام گذاری کرده بودند. این روباه بنفش که موفق به فریب مردم و به قولی خریدن وقت برای جمهوری اسلامی شد امروز سخنانی را در مجلس در رد تقلب و همچنین سرزنش کسانی که برای بازپسگیری رای  به خیابان آمده بودند گفت  و آنها را اردوکشان خیابانی نامید. وی همچنین سخنان خامنه ای رو دوباره در مجلس بلغور کرد و به خورد رای دهندگان 92 داد . 

به خود و همه 20  میلیون (آمار دولتی و 35 میلیون آمار  رسمی ) نفر از کسانی که این انتصابات مضحک را تحریم کرده و برای اینها مشروعیت پدید نیاوردیم افتخار میکنم. شاید این محک هم لازم بود تا یکبار دیگر مردم ما نسل این جانوران را بشناسند  و تجربه تلخ گذشته را بیاد بیاورند . خوشحالیم که به خون ندا ها و سهراب کسانی که اکنون حسن روحانی آنها را اردوکشان خیابانی می نامند وفادار ماندیم و وفادار خواهیم ماند تا روزی که انتقام خود را از تک تک این جنایت کاران بگیریم. اینها با علم کردن نام پورمحمدی میخواهند ما را از جنایات بزرگ جمهوری اسلامی دور کنند. جنایات بزرگ را در واقع روباه بنفش کلید ساز یعنی حسن روحانی انجام داده است و از احساسات یک ملت سو استفاده کرده و با دادن وعده های دروغین همچون آزادی زندانیان سیاسی ،بازکردن فضای کشور ، درست کردن وضع افتصادی در 100 روز و از این قبیل فریبها رای عده ای ساده دل را کسب کرد و به راحتی به آنها خیانت کرد. 

این امتحانی بود جلوی میهن پرستان و افتخار میکنیم که در این امتحان پیروز شدیم. 

سخنان روحانی در مجلس امروز بدین شرح بود : 

روحانی در سخنان خود در دفاع از عباس آخوندی٬ وزیر پیشنهادی راه و شهرسازی گفت که افتخار می‌کند وی در دیدار با علی خامنه‌ای اعلام کرده که در انتخابات سال ۸۸ «تقلب» نشده است.
وی اظهار کرد: «آخوندی این شهامت را داشت که در آن سال‌های حساس در حضور رهبری بگوید که نه تنها تقلب نشده بلکه در انتخابات ایران امکان تقلب وجود ندارد.»

وی همچنین از اعتراض‌های خیابانی به نتیجه انتخابات سال ۱۳۸۸ همچون علی خامنه‌ای با عنوان «اردوکشی خیابانی» نام برد 

مذاکره با یک رژیم در حال سقوط؛ اتلاف وقت و دادن خون تازه به ارتجاع اسلامی

  نویسنده: مهدی میرقادری – ۲۴ آوریل ۲۰۲۵ با آغاز دور دوم ریاست‌جمهوری پرزیدنت ترامپ، بحث‌هایی پیرامون مذاکره و معامله با رژیم جمهوری اسلامی ...