۱۳۹۷/۰۲/۲۷

داستان نمکدون صادراتی در ترکیه

امروز رفته بودم نمکدون بخرم یه دفعه از توی ردیف نمکدونها متوجه یه نمکدون ایرانی شدم. یک دفعه چنان غرور ملی تمام وجودم رو فرا گرفت و به فروشنده به ترکی گفتم: (بیزیم مملکتیمدان گلدی) یعنی از کشور من اومده و برای اینکه مطمئنی بشم شنیده دوبار تکرار کردم.
فروشنده هم با یک نگاه تعجب: گفت اوت، یعنی بله.
بعد نمکدون ایرانی رو خریدم و سرشار از این حرکت ملی و وجود کالای ایرانی در ترکیه به سمت خانه شتابان شدم.
به خونه که رسیدم با خود گفتم: حالا یه نمکدون اینجا صادر کردیم این همه دک و پز نداشت. خوبه حالا بنز و بی ام و به دنیا صادر نمی‌کنیم و گرنه کله همه رو میکندیم.
بعد دوباره تفکر کردم و دیدم علت این هست که تو این سالها تحقیر شدیم به قدری که با یه نمکدون صادر کردن هم خوشحال میشیم ولی یک آلمانی در خارج آلمان هیچ موقع احتیاج نداره بگه این بنز از کشور من اومده یا یه ایتالیایی بگه فیات از کشور من اومده.
نتیجه اخلاقی اینکه راه درازی هنوز داریم تا به نقاطی در دنیا برسیم که این سرافکندگی و عقب افتادگی که توسط جمهوری اسلامی در این ۴۰ سال تحمیل شده جبران کنیم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

دعوای حسین و یزید به زبان ساده

 دعوای حسین و یزید به زبان ساده  الان این گامبوی چاق آسوده که تمام عمرش از پول مالیات و نفت خورده بیاد ٧٢ نفر مسلح جمع کنه بره در خونه ی خام...