۱۳۹۰/۰۹/۱۲

آقای نوری زاد شما اول جوابگوی من جوان باش که برایش انقلاب اسلامی آوردی

آقای نوری زاد که هر هفته نامه ای به رهبر گرامیتان مینویسید و امیدوار هستید که رهبر جواب نامه شما را بدهد و در نامه خود زمین و زمان را مثال میزنید که رهبر به راه اصلی خود که من نمیدانم کدام راه هست بازگردد .دیدم در نامه اخیر از رژیم سابق گله کردید که ما را استقلال تهی کرد و هزار فامیل راه انداخت ولی آیا واقعا از سر صداقت این حرف را میزنید.

اگر کسی باید طلبکار باشد من جوان ایرانی هستم که نه خمینی را دیدم نه رژیم سابق را ولی دستاوردها را دیده ام. اگر کسی طلبکار هست من هستم که میگویم شما چرا انقلاب کردید که ننگ را برای من و نسل من پدید آورده اید . شما در نامه خود گفتید که :
چرا که یک باور تاریخی به آنان می گفت: در هرکجا اگر احساس نا امنی با شماست، در رژیم اسلامی – بخاطر امتزاجِ غلیظ وعمیقش با خیرها و خوبی ها – جزامنیتِ محض با شما نخواهد بود. مردم بی پناه ما با گزینش ما، از نا امنی به امنیت، از سرسپردگی به استقلال، از نبود آزادی به آزادی، از حقارت به تکریم، از دزدی به پاکدستی، از بی هویتی به هویت، از بداخلاقی به اخلاق، وخلاصه از شیطان به خدا پناه آوردند.
ولی در واقع من آن شیطانی که نام میبرید به هزار خدای شما که خمینی باشد ترجیح میدهم.من در عجبم از نسلی که برای ما یک انقلاب شوم به بار آورد یا فرار کرد و بدبختی را برای ملت داخل به ارمغان گذاشت و یک نسل مانند شما که بجای عذر خواهی از ملت ایران و کشته شدگان سال 60 -67-78-88 و بقیه اعدام شدگان و کشته شدگان راه آزادی و همچنین یک ملت بزرگ که 33 سال زیر زجر این حکومت هست باز هم به رژیم سابق میپردازید و بر بدبخت کردن نسل جوان پا میفشارید.
در جایی از متن گفته بودید که صادقانه رشته های اختیار را به تمامی، آری به تمامی، به ما و شما سپردند.
آن آری که شما هم نام میبرید به گفته خود دکتر ملکی تقلبی بود !
و در پایان در عجبم که امیدرضا میرصیافی وبلاگ نویس در یک نامه که به رهبر نوشت در زندان کشته میشود و شما همچنان نامه مینویسید و نامه مینویسید.

عرب درون و خلیج فارس

اسم و فامیلش را نگاه می کنی عربی است، وقتی به دنیا آمد در گوشش به عربی اذان گفتند و روی پرچمش به عربی نوشته شده است، روز عاشورا برای یک عرب...