۱۳۹۵/۰۶/۰۴

خاطره ای از تقیه آیت الله طالقانی در قبل از انقلاب

آیت الله طالقانی تقیه
"پاکروان تلفن زد که: "به آقای طالقانی گفته‌ام برود خانه‌اش و آزادش کردم. من [ثابتی] گفتم: او قرار بازداشت دارد. گفت: کارهای تشریفاتی را خودتان انجام دهید. 
فردایش درست 14 خرداد 1342 بود. طالقانی در آن ایام پیشنماز مسجد هدایت در خیابان استانبول بود. مردم آنجا جمع شده بودند و طالقانی هم رفته بود به مسجد. آخوندی بالای منبر حرف زده بود. حرفهای آخوند که تمام شده بود، گفته بود که حالا از آقای طالقانی می‌خواهم بیایند بالای منبر و ما را مستفیض کنند و طالقانی گفته بود: من چون به رییس سازمان امنیت قول داده‌ام که بالای منبر نروم، پس آن میکروفن را بدهید پایین، از همین جا حرف می‌زنم. و بعد طی سخنان شدیداللحنی به دولت حمله کرده بود.
بلافاصله گزارشی نوشتم برای پاکروان که دیشب چنین شده و ایشان نشسته و از پایین منبر حرف زده. پاکروان تلفن زد که: آقا اینها مگر اخلاق سرشان نمی‌شود؟! گفتم: تیمسار! اینها ما را ظلمه، و این کارها را تقیه می‌دانند؛ اینها را چه به اخلاق؟"

از کتاب "در دامگه حادثه" (گفتگوی عرفان قانعی‌فرد با پرویز ثابتی)

منبع فیس بوک پرویز ثابتی 

۱۳۹۵/۰۵/۲۰

طولانی شدن روند پناهندگی در ترکیه باعث بازگشت بسیاری به ایران شده است

اگر شما نیز پناهنده باشید و در یکی از شهرهای پناهنده پذیر ترکیه زندگی می کنید شاید روزانه یا در طی هقته این موضوع را شنیده اید و یا دیده اید که برخی از دوستان، آشنایان و افرادی که می شناختید عطای پناهندگی یو ان را به لقایش بخشیده اند و به ایران بازگشته اند . همانطور که در مقاله ای که در ماه قبل نوشتم میزان پناهندگان ایرانی در سال 2016 میلادی با افزایش 5 برابر نسبت به سال 2012 مواجه شده است و این موضوع باعث طولانی شدن روند بررسی پرونده ها گردیده است .البته سیاست خود سازمان ملل در این رابطه نیز نباید دست کم گرفت که با با افزایش تقاضای پناهندگانی از جانب ایرانیان روند بررسی پرونده ها را با تاخیر انجام می دهد.


پناهجو اصولا به شخصی اطلاق می شود که به علت در خطر بودن جان در کشور خود به علت تحت تعقیب یا مجازات بودن از طرف حکومت یا دلایل دیگر در کشور خود نتواند زندگی کند و برای همیشه تصمیم به خروج از کشور می گیرد . این مورد با مهاجرت کردن تفاوت بسیار دارد ، زیرا مهاجرت امری است خودخواسته بدون داشتن مشکلات بزرگ و خاص و تبعا با داشتن حق انتخاب کشور مورد نظر و امکان بازگشت به کشور خود در هر زمان که فرد بخواهد ، اما پناهندگی به معنی خروج مادام العمر یا تبعید از کشور است و برای پذیرش آن ملزوم است به آوردن دلیل و مدرک برای سازمان ملل متحد که شخص از جانب حکومت تحت تعقیب یا شکنجه یا خطر جانی قرار دارد .


علت های بازگشت پناهندگان :
از علت های عمده که پناهندگان ایرانی در ترکیه را به فکر بازگشت به ایران می اندازد می توان به موارد زیر اشاره کرد :
1- فشار اقتصادی :
فشار اقتصادی یکی از دلایل عمده ای است که پناهندگان را وادار به بازگشت به ایران می کند ، برای یک زندگی معمولی یک فرد در ترکیه دست کم نیاز به ماهی 500 دلار آمریکا است ، حال وقتی پناهنده نتواند این میزان هزینه را تامین کند زیر فشار قرار خواهد گرفت . معمولا افراد با تصور اینکه در ایران کاری را بلد هستند و در ترکیه می توانند آن کار را ادامه دهند به ترکیه وارد می شوند . بسیار دیده شده است که "دکترها" و " مهندسین " که در ایران شغل و امکانات خوب داشته اند در اینجا مجبور به انجام کارگری همراه با تحقیر و توهین شده اند ، چون نمونه کارگری در ترکیه نیز بسیار با ایران تفاوت دارد . معمولا اینجا چیزی به اسم از زیر کار در رفتن معنایی ندارد و شما اگر روزانه 12 ساعت تعهد کارگری کردن دارید عین 12 ساعت را از شما کار خواهند کشید . بارها دیده شده است که بسیاری از کارفرمایان ترک از دادن حق و حقوق پناهنده خودداری می کنند چون از نظر قانونی هیچ نهاد حمایتی برای یک پناهنده که می خواهد کار کند وجود ندارد و این نمونه کارها هم کار سیاه محسوب شده که در صورت مطلع شدن دولت ، پناهنده بین 2400 تا 4800 لیر ترکیه جریمه خواهد شد و کارفرمای ترک نیز 6 هزار لیره ترکیه جریمه پرداخت خواهد کرد . حقوقی نیز به پناهنده و یا به اصطلاح خارجی تعلق می گیرد نصف حقوق یک ترک هست مثلاحقوی  کارگری   در رستوران  برای روزی 30 لیر یا کارگری در کارخانه ها برای روزی 35 لیر صورت می گیرد که بازهم با امکان خورده شدن پول توسط صاحب کار و انواع تحقیر همراه است .
از سوی دیگر شهرهایی که به عنوان شهرهای پناهنده پذیر محسوب می شوند ، شهرهای بسیار کوچک بوده که امکانات کار برای خود مردم آن شهر نیز وجود ندارد چه برسد به پناهجویان خارجی ، چون این تصور غلط در بسیاری از ایرانیان وجود دارد که ما به ترکیه می آییم و در مدت اقامتان در ترکیه کار می کنیم و خرج زندگی خود را بیرون خواهیم آورد و در رویای خود زندگی در شهرهای " استانبول " و "آنکارا " و "آنتالیا" را می بینند ولی پلیس آنها را به شهرهایی مثل " اوشاک" و "نوشهیر" و "ارزنجان " می فرستد که شاید در طول عمر خود نام آنها را نشنیده باشند چون اصولا هیچ گاه شهرهای تراز اول ترکیه  برای محل نگهداری پناهنده اختصاص نمی یابد . 
همه دلایل بالا و فشارهای اقتصادی در تامین خرج و مخارج زندگی آنهم در روندهای 4-5 ساله باعث بریدن پناهنده و بازگشتش به ایران می شود .
2-روابط اجتماعی و از بین رفتن اصول خانوادگی و اخلاقی:
شاید ورود به ترکیه سکولار که آزادی اجتماعی نیز تا حدود مطلوبی در آن وجود دارد باعث نوعی خوشایندی اولیه ایرانی هایی شود که بدان وارد می شوند اما روی دوم این آزادی ها به وجود آمدن یک سری مشکلات اجتماعی و خانوادگی در افراد نیز می باشد . بسیار دیده شده است که زوج های جوان حتی با وجود فرزند به ترکیه آمده اند در همان سالهای اول دچار گسیخته شدن بنیان خانواده اشان شده است . علت و دلایل این امر بسیار زیاد است که اگر بخواهیم آنها را در اینجا بیاوریم حکایت مثنوی هزار من کاغذ است ولی عمده ترین دلایل آن میتواند موارد زیر باشد :
الف - یافتن دلباختگان تازه : وقتی یک زوج به ترکیه وارد می شوند احتمالا با هزاران امید و آرزو که بله 1 یا 2 سال تحمل کرده و به کشور سوم خواهیم رفت ، اما وقتی با یک روند طولانی مواجه شده ، مشکلات اقتصادی بر آنها فشار آورده و احیانا یک یا چند استیناف و گرفتن جواب منفی از سازمان ملل مواجه می شوند روابط بین آنها به سردی می گذارد این زوجین همچنین در این راه با ایرانیان دیگر آشنا می شوند که انواع و اقسام تیپ انسان ها را می توان در آنها دید ، همین موضوع و آشنایی و نیاز به یک آغوش جدید که به اصطاح آنها را درک کند سبب می شود که یک روابط خانوداگی که نسبتا خوب نیز بوده است از هم پاشیده و به علت فشار روحی طرفین از هم جدا شده و پس از آن نیز مجبور به بازگشت به ایران شوند.
ب- فشار محیط : محیط نیز به هر صورتی در حال سو استفاده از یک پناهجویی است که تازه به ترکیه آمده است به خصوص اگر این پناهجو زن نیز باشد هر کس به طریقی میخواهد او را مورد سو استفاده جنسی قرار دهد ، از برخی از صاحب کاران ترک گرفته تا ایرانی هایی که بهانه کمک به فرد نزدیک می شوند ، این سو استفاده های متعدد سبب تخریب روحیه فرد و به ناچار موجبات بازگشتش را فراهم می کند .
3- محدود شدن در شهر و امضای هفته ای : همانطور که می دانید هر پناهنده موظف است در هفته بین یک تا سه روز خود را در محل پلیس و یا اداره مهاجرت در شهر خود حاضر شود و با اثر انگشت حضور خود را در شهر اعلام کند ، این مساله اگر به صورت چند امضا پشت هم صورت نگیرد ، پلیس می تواند پرونده فرد را بسته و از کشور ترکیه به ایران دیپورت کند . همچنین پناهنده بدون اجازه پلیس از شهری که در آن امضا می کند نمی تواند خارج شود که خود القا کننده حس بودن در زندان را به فرد می دهد . این موضوع موقعی حاد می شود که پناهنده مدت چندین سال مجبور به ماندن درون یک شهر می شود .
4-استیناف یا جواب رد گرفتن : عامل دیگر که موجب بازگشت پناهنده به ایران می شود نگرفتن جواب قبولی از سازمان ملل است ، چون وقتی پناهنده بعد از چند سال ماندن در ترکیه پرونده اش از جانب سازمان ملل رد می شود عملا هم امکان دیپورت به ایران را دارد و هم تمام امید خود به رفتن به کشور دیگر را از دست می دهد .
5- طولانی شدن روند ماندن در ترکیه : روندی که در این سالها سازمان ملل با افزایش میزان پناهنده ایرانی پیش گرفته است مدت زمان بررسی پرونده های پناهنده ها را افزایش داده است . این خود عاملی برای دلسرد شدن افرادی شده است که هیچ مشکلی در ایران نداشته و صرفا برای رفتن به کشور دیگری آمده اند و اعلام پناهندگی کرده اند . این موضوع باعث می شود که این افراد وقتی مجبور به بودن در یک روند بین 4 تا6 ساله در ترکیه شوند و تمامی سختی هایی که در بالا ذکر شد را تحمل کنند عطای پناهندگی را به لقایش بخشیده و به ایران باز میگردند.


حال که علت های بازگشت پناهندگان ترکیه به ایران را فهمیدید خوب است بدانید که چه کسانی بیشتر دیگران را تشویق به خروج از کشور می کنند و چه نفعی برای آنها دارد :
1- فروشندگان کیس و کاسبان پناهندگان : این افراد کسانی هستند که از بدبختی و یا منفعت طلبی یک پناهنده که معمولا مشکلی داخل کشور نداشته و صرفا آمده است تا به کشور دیگری برود سو استفاده کرده و ابتدا تحت عنوان کمک و با وجه هایی انسان دوستی ظاهر می شوند سپس به افراد نزدیک شده و اقدام به دادن یک داستان دروغین به فرد به عنوان کیس می کنند ، چونکه معمولا این داستان ها کلا دروغی بیش نیست این نوع پرونده ها با جواب منفی در سازمان ملل مواجه می شوند ولی آنکه ضرر کرده آن پناهنده تازه واردی است که چند هزار لیر بابت یک کیس به فرد کیس فروش و کیس ساز تقدیم کرده است .
2-عده ای از وکلا : عده ای از وکلا چه از نوع ترک چه ایرانی هستند که زندگی اشان از قبل بدبختی پناهنده ای میگذرد که دوست دارد به کشور سوم برود . این وکلا نیز با طلب کردن چند هزار دلاری اقدام به نوشتن کیس می کنند و یک ورژن بالاتر از کیس نویسان معمولی هستند ولی نان آنها هم از این راه است . این افراد نیز معمولا همیشه ایرانیان دیگری در دست و بال خود دارند و افراد را به خروج از کشور و پناهنده شدن تشویق می کنند .
3-اقوام ، آشنایان ، همشهریان : اقوام و آشنایان و همشهریان افراد دیگری هستند که افراد داخل کشور را به خروج و آمدن و پناهنده شدن تشویق می کنند ، همیشه نیز داستان هایی که " فلان فرد ظرف مدتی کوتاهی به امریکا و کانادا رسیده و اکنون در نایت کلاب های لاس وگاس دارد خوش می گذراند " در آستین دارند . البته این افراد بیشتر برای پر کردن خلا تنهایی خود اقدام به کشیدن فامیل و آشنا به دنبال خود می کنند .
4- افراد تنها ، تیغ زنهای مجرد یا متاهل : نوع دیگری که معمولا به افراد داخل کشور اصرار به خروج می کنند افراد تنهایی هستند که سعی می کنند تنهایی خود یا بی پولی خود یا هر مشکل  جنسی و روحی خود را با یک نفر دیگر که آن را تشویق به خروج می کند جبران کنند . آنها نیز داستانهایی در آستین  در باب رفتن های 2 روزه به آمریکا و کانادا و امثالهم و.... دارند . 
اما حقیقت داستان چیست ؟ حقیقت چیزهایی بود که برای شما در بالا عنوان کردم ، اگر واقعا توسط جمهوری اسلامی تحت تعقیب نیستید یا جان شما در ایران به هر علتی در خطر نیست خروج از کشور نه تنها کار عاقلانه ای نیست بلکه سبب از دست رفتن هستی ، زندگی و عمر و حتی خانواده شما در ترکیه خواهد شد . هر کس نیز شما را به گونه ای تشویق به خروج از کشور کرد باید ابتدا خود شخص را بررسی کنید که به چه علت این کار را می کند .
اگر در اینجا افسانه های چون گرفتن حقوق ماهیانه از سازمان ملل ، رفتن یک ساله به یک کشور دیگر ، زندگی و کار خوب در ترکیه و امثالهم شنیده اید باید بگویم که شایعاتی بیش نیست .
این نکته را باید اضافه کنم من به عنوان یک وبلاگنویس سیاسی به خوبی فضای داخل کشور ، سختی ها ، مشکلات ، فشار اقتصادی ، نبودن کار ، فشارهای روحی و روانی که به بسیاری از شما وارد شده است را می دانم ولی خروج برای این مشکلات نیز راه حل نیست چون در اینجا نیز با شکل و نوع تازه ای از این مشکلات آشنا خواهید شد که شاید موجب عمری پشیمانی باشد.

۱۳۹۵/۰۵/۱۷

طرح قالب عکس فیس بوک برای المپیک با پرچم شیر و خورشید

فیس بوک به مناسبت المپیک اقدام به لوگو گذاری روی عکسها پروفایل های فیس بوک کرده است که افراد میتوانند با سادگی پرچم کشورشان را روی تصویر خود در فیس بوک قرار دهند . چونکه پرچم خرچنگ نشان جمهوری اسلامی مورد تایید آزادی خواهان و کثیر ملت ایران نیست ، به همت دوستان اقدام به تولید فایل با پرچم شیرو خورشید کرده ایم که با استفاده از فایل فتوشاپی زیر می توانید پرچم شیر و خورشید را روی عکس خود قرار دهید .

در صورتی که نیز فتوشاپ را به خوبی نمی دانید با پیغام دادن به من در فیس بوک این اقدام را برای شما انجام خواهم داد. تا کنون تصویر صدها ایرانی در فیس بوک به این نشان مزین گشته است . 

Mehdi Mirghaderi


قاب شیر و خورشید المپیک ریو 


۱۳۹۵/۰۵/۱۵

گاو پیشانی سیاه در رژه تیم المپیک ایران در ریو


طبق معمول  و انتظار یک گاو پیشانی سیاه با چادر در رژه تیم المپیک ایران ظاهر شد تا چهره منحوس این بازی ها شود . وقتی که کل تیم تصمیم دارد با یک لباس منظم در بازی حضور یابد این پیشانی سیاه بازی چه معنی ای جز چاپلوسی خواهد داشت ؟


رژه با چادر المپیک ریو

گاو پیشانی سیاه رژه ایران المپیک ریو

۱۳۹۵/۰۵/۱۳

اندرباب لزوم دیوار برای جوامع و کشورها

از زمانی که کشورهای دموکراتیک دنیا به درجه هایی از حس آزادی و شکوفایی رسیدند تصمیم به برداشتن مرزها و همسانی همه کشورهای دنیا با هم را داشتند . شاید در پس اندیشه نیز افکار کمونیستی - گلوبالیستی پنهان بود . از این رو اتحادیه اروپا تشکیل شد ، دیوار برلین فرو ریخت و همه شاد و خندان از فرو ریختن دیوارها بودند . اکنون چه شده است که همه مجددا به شیوه کلاسیک میخواهند مرزداری کنند و دور خانه خود را دیوار بکشند ؟

وقتی جامعه ای خطر این را احساس کند که دزد ، متجاوز ، زورگو بخواهد وارد حریم خانه بشود و وجود یک دیوار ضرروی است مهم ترین راه حفاظت از خانه را همان دیوار می داند نه اینکه آن دزد و متجاوز را به درون خانه آورد و حالا شروع کرد به آموزش دادن آن دزد .
از یک سو موضوع مهاجرتها و پناهجویان که اکنون ابزار دست دولتهای خاورمیانه ای مثل ایران و ترکیه و افغانستان و عراق و سوریه شده است که هر زمان احساس ضعف کردند و برای فشار گذاشتن دولتهای دموکراتیک یک سیل پناهجو را روانه کشورهایی کنند که زحمت بسیار کشیدند تا به دموکراسی فعلی اشان رسیده اند باعث شده است که این دولتها فکری کنند در جهت گرفتن این ابزار .
همچنین در آمریکا نیز کمونیست ها دیگر با جنگ سرد تهدید نمی کنند هر گاه بخواهند آمریکا را زیر فشار بگذارند ، یک موج جدید از مهاجرین آمریکای جنوبی را به سمت آمریکا روانه می کنند . جالب این هست که ابزار دست همه اینها نیز استفاده از واژه هایی مثل "زنان" و "کودکان " هست ولی در اصل می بینیم 90% این مهاجرین و پناهندگان مردان بالغ بین 25 تا 45 سال هستند که به راحتی توانسته اند به سمت این کشورها سرازیر شوند و آن ابزار زن و کودک هم مانند ابزار صلح شعاری بیشتر برای از بین بردن آزادی در این کشورها نیست .

سیل مهاجرین سوری با انگشت شماری زن و دختر 
دیوار ساده ترین ، امن ترین راه ممکن برای جوامعی است که احساس امنیت ندارند ، برای کسانی است که نمی خواهند دستاور های خود در زمینه به دست آوردن آزادی اجتماعی و دموکراسی را با سیل مسلمان که میخواهند همان فرهنگ بدوی که از آن گریخته اند را به جامعه مقصد تلقین کنند . دیوار زیباترین راه مقابله با قاچاقچیان آمریکای جنوبی است که بسیاری از قتل ها و دزدی ها را در آمریکا رقم می زنند .
بله برداشتن دیوار و همه باهم شدن چیز بسیار زیبا و رویایی است اما برای چه موقعی ؟ برای موقتی که جامعه بشری همه بتوانند به سطحی از شعور و عقلانیت برسند که اگر دیدند جامعه مقصد با آغوش باز به ایستگاه قطار آمد و از آنها استقبال کرد جواب آن استقلال را با بمب گذاری و ترور و بریدن سر کشیش ندهند . جهان بی مرز زبباست زمانی که کسانی که ادعای در خطر بودن جانشان را دارند و از این طریق پناهندگی گرفته اند سالی 3 بار به همان کشور سفر نکنند و دروغ از خود بجای نگذارند . جامعه بی مرز زیباست به شرط آنکه کسی که به یک کشور دموکراتیک مثل سوئد و نروژ میرود باید بداند این مردم برای رسیدن به این نقطه بسیاری از تعصبات کور خود را کنار گذاشتند ، سالیان سال با حکومت دینی کلیسا جنگیدند نه اینکه آن دین مزخرف خود را بردارید و بخواهید به مردم آن کشورها تحمیل کنید ، بخورید و بخوابید و سوسیال بگیرد و با پول سوسیال به ایران رفته و بستنی روکش طلا در بالای برج میلاد بخورید و دختر 14 سال را مورد تجاوز جنسی قرار دهید .

 در مجموع در عصر حاضر من بسیار موافق دیوار هستم ، خانه ای که دیوار نداشته باشد جای امنی برای زندگی نیست اما این موضوع هم نباید نادیده گرفته شود که کشورهایی به مانند جمهوری اسلامی ایران بتوانند دیواری بکشند و درون مرز خود هر بلایی سر مردم بیاورند . آن دیوار استبداد است که باید با همت همان مردم و حتی مردم کشورهای آزاد جهان فروریزد .

۱۳۹۵/۰۴/۱۶

کشته شدن جوانی در بازداشتگاه رژیم و نگاهی به فیس بوک آن مرحوم

نادر داستان پور جوانی است که در چند روز گذشته توسط نیروهای سرکوب گر رژیم در بازداشتگاه به علت ضرب و جرح جان خود را از دست داده است . وقتی این خبر را در سایت هرانا خواندم تصویر او برای آشنا می نمود گویا که در نوشته ای به من لایک زده بود اما از این امر مطمئن نیستم . بخاطر اینکه در این مورد مطمئن شوم نام او را در فیس بوک جستجو کردم . برایم جالب بود که این فرد اندیشه والایی داشته و از ارتجاع و تحجر قربانی کردن مخالف بوده است .که در این تصویر می توانید ببینید نظرش راجع به قربانی کردن گوسفند
نادر دستان پور

یا در این تصویر نسبت به حاکمان زشت سیمای جمهوری اسلامی اعتراض کرده است که در این تصویر می توانید ببینید : 
خبرگزاری هرانا می نویسد : منبع نزدیک به خانواده داستانپور در مورد نحوه مرگ این شهروند تهرانی هم‌چنین توضیح داد: “در بازداشتگاه حال نادر بد می شود و هرچقدر سایر بازداشت شدگان داد و بیداد می کنند فایده ای نمی کند و  حتی ماموران به جای انتقال وی به بیمارستان، آن‌ها را مورد تمسخر قرار می‌دهند تا اینکه نادر در آغوش برادر بزرگترش در اثر خونریزی مغزی جان می‌دهد. بعد از یک‌ساعت آمبولانس می‌آید و جسد به مدت ۵ روز به سردخانه کهریزک منتقل و نگهداری شده بود. درنهایت خانواده او را به خاک سپردند.”

این نیز جنایت شوم دیگری است که بر صفحه جمهوری اسلامی خواهد ماند .

شرح واقعه این جنایت را از سایت هرانا بخوانید : 

۱۳۹۵/۰۴/۱۱

در ایران از هر 5 آخوند 4 آخوند به صورت نامشروع به دنیا می آیند

در ایران از هر 5 آخوند 4 آخوند به صورت نامشروع به دنیا می آیند

آخوند نامشروع

۱۳۹۵/۰۴/۱۰

سلام من آخوند قرائتی هستم !

سلام . من اخوند قرائتي هستم ،

هفت كلاس دبستاني سواد دارم ،
از فيش حقوقي من نپرسيد ، چون بيش از ده شغل و مقام دارم ،

از دهها اداره و سازمان و وزارتخانه صدها ميليون تومان حقوق مي گيرم ،

واردات ظروف چيني در انحصار منست و از ان منبع نيز چندميليارد درامد دارم ،

درسهاي تفسير قران من در تلويزيون با انكه بيننده ندارد اما الحمدلله هر ماهه مليونها تومان بحساب من ميريزد ،

در كار خريد و فروش زمين و تصرف املاك و برج سازي هستم و ميلياردها تومان هم از انجا درامد دارم ،

تابستانها براي استراحت به كأخ ملك أباد در مشهد ميروم و چند روزي انجا أطراق ميكنم ،

در زمستانهاي سرد هم براي مدتي به كيش پرواز ميكنم و در ويلاي خود به استراحت مي پردازم ،

راستي فيش حقوقي مرا براي چي ميخواستيد ؟؟؟؟؟
آخوند قرائتی

۱۳۹۵/۰۴/۰۹

فیش حقوقی محیط بان ، 700 هزار تومان در ماه

فیش حقوقی یک محیط بان زحمت کش در ماه 700 هزار تومان معادل 250 دلار در ماه
فیش حقوقی آقازاده ها و دانه درشت های مفت مخور در ماه 250 میلیون تومان ، معادل 83 هزار دلار در ماه

فیش حقوقی محیط بان 

۱۳۹۵/۰۴/۰۵

شکار و شکارچی نفرت انگیز ترین اشخاص زندگی ام

همیشه در طول زندگیم از شکار و شکارچی و شکار رفتن اینها متنفر بودم . وقتی می دیدم بعضی ها با چه عشقی و شوق و ذوقی از شکار کردن حرف میزنند و بعد هم اکثر اینها از این شکارها نه تنها استفاده ای نمی کنند بلکه فقط برای تفریح ، نسل موجودات دیگر این کره خاکی را بر میندازند .
شکارچی پست فطرت
بر خلاف شکار همیشه اسلحه را دوست داشتم ، آنهم نه برای شکار کردن حیوانات بی گناه بلکه برای موقعی که شخص زورگویی خواست به حریم شما تجاوز کند دست به اسلحه برده و در مقابل او بایستید درست به مانند قانونی که در قوانین امریکا در مورد اسلحه هست . با اسلحه می توان به اهداف مصنوعی و بسیار موارد دیگر شلیک کرد ولی این کشتن حیوانات بی گناه که هیچ وسیله دفاعی از خود ندارند عین بی رحمی و شقاوت است . همیشه این جمله "بابک خرمدین" در گوشم است که فرمود : شمشیرها را به زیر خاک کنید و در روز مبادا بیرون آورید. کاربرد اسلحه نیز این چنین است . اسلحه ساخته شده است که اگر از نظر توان بدنی از شخص متجاوز و زورگویی ضعیف تر هستید به شما شانس برابر برای نبرد با بی عدالتی را بدهد .
حال عده همچون " آرش سیگارچی " نان خور دکان اصلاح طلبی آمده اند و کشتن محیط بانان بی گناه را توجیه کرده که بله عده ای از راه شکار کردن نان میخورند. اول اینکه توجیح کردن یک جنایت به اندازه همان جنایت ننگین است و دوم مگر محیط زیست ایران چه میزان پتانسیل دارد که عده ای بخواهند از راه شکار نان بخورند و سوم این حرف دروغی بیش نیست . بیشتر شکارچیانی که در آشنا و فامیل و دوست و همسایه دیدم همه برای تفریح به این کار می پرداختند و من همیشه از این عمل آنها متنفر بودم.