۱۳۹۲/۰۸/۲۴

صد روز روحانی گذشت: فقر بیشتر، حقوق بشر ویران شده، روابط با دنیا بدون بهبود

امروز صدمین روزی است که از روی کار آمدن دولت حسن روحانی می‌گذرد. دولتی که نام خود را دولت تدبیر و امید گذاشته بود و حسن روحانی مدام در تلوزیون ظاهر می‌شد و با یک کلید در دست می‌گفت که کلید حل مشکلات کشور را در دست دارد اکنون شایسته نامیدن به دولت تزویر و نا امیدی است. چرا که به مانند همه آخوندها و اسلامیون حسن روحانی نیز با به قدرت رسیدن زیر تمامی حر‌ف‌های خود زد.



دولت تزویر و ناامیدی قول داده بود که ظرف ۱۰۰ روز وضعیت کشور را در سطح مطلوبی برساند و وعده‌های بسیاری برای این امر داده بود که این وعده را می‌توانید از سایت روحانی سنج که در کانادا به صورت اختصاصی برای سنجش وعده‌های روحانی ایجاد شده است نگاه کنید که چه میزان وعده بی سرانجام را داده است و به مانند سایر ملاها راه فریب را پیش گرفت و به جلو آمد.

من نیز در این مقاله می‌خواهم اشاراتی به دروغ‌ پردازی دولت تزویر و ناامیدی و اصلاح‌طلبان ماله‌کش کنم. زیرا اگر حسن روحانی کشور را به مرز نابودی پیش ببرد و حقوق بشر و اعدام‌ها و بگیر و ببندها را افزایش دهد بازهم عده‌ای از ماله‌کشان اصلاح‌طلب راه می‌افتند تا این موارد را توجیه کنند. علت هم بسیار ساده است بسیاری از اصلاح‌طلبان و فرزندان‌شان و عوامل خارج از کشورشان به واسطه به روی کار آمدن حسن روحانی به نان و نوایی رسیده‌اند، منافع مادی و اقتصادی آن‌ها تامین شد. دوباره قراردادهای نفتی و گازی به زیر دستان‌شان افتاد. دوباره می‌توانند هزینه‌های سرسام آوری عیاشی فرزندان خود در خارج کشور را بدهند و به همین علت هم هست که این افراد به صورت بی‌شرمانه‌ای پا روی تمام اصول اخلاقی و اعتقادی گذاشته تا جایی که کسانی هم‌چون میرحسین موسوی و مهدی کروبی را به دست فراموشی سپرده‌اند.

کارنامه حسن روحانی در این ۱۰۰ روز:
حقوق بشر: به جرات می‌توان گفت یکی از سیاه‌ترین پرونده‌های حقوق بشری در طول تاریخ جمهوری اسلامی متعلق به این ۱۰۰ روز دولت تزویر و ریا است. این دولت آن‌چنان وقیح شده است که دسته دسته جوانان کشور را به چوبه‌دار می‌سپارد  و آمار وحشتناک بیش از ۲۰۰ اعدام در این ۱۰۰ روز را داشته‌ایم. این وضعیت حقوق بشری این‌قدر تیر و تار بود که صدای افرادی هم‌چون شیرین عبادی که بسیار محافظه‌کار و نزدیک به اصلاح‌طلبان بود را هم در آورد.

آزادی رسانه:
در این صد روز نه تنها شاهد بازگشایی رسانه‌های آزاد بوده‌ایم بلکه بگیر و ببند‌ها و بستن روزنامه‌ها ادامه دارد تا جایی که سردبیر یک روزنامه را به علت نوشتن یک مقاله به زندان انداخته و روزنامه وی را نیز تعطیل می‌کنند و وزیر ارشاد از این کار حمایت می‌کند. حال جالب هست که سردبیر و مقاله‌نویس هم از روزنامه‌های خودی محسوب می‌شدند و این نشان می‌دهد حتی این گروه اصلاح‌طلبان به هم‌دیگر نیز رحم نمی‌کنند.
در ثانی پارازیت اندازی‌های وحشتناک که موجب عواملی هم‌چون کیست، سرطان خون؛ سردرد و بسیاری بیمارهای دیگر نیز شده است ادامه دارد. هنوز حاکمیت از خبررسانی رسانه‌های آزاد وحشت داشته و نمی‌گذارد اطلاعات آزاد به راحتی به مردم درون مرز برسد.
فیس‌بوک هم‌چنان فیلتر هست و این در صورتی هست که مقامات جمهوری اسلامی هم‌چون جواد ظریف برای فریب دنیا از این رسانه استفاده می‌کند ولی این رسانه برای مردم درون مرز جرم است زیر دولت حسن روحانی می‌داند که با اطلاعات دقیق مردم دیگر فریب آخوندهای امثال او را نمی‌خورند.

اقتصاد و معیشت مردم:
گزارش گرانی‌های بی‌سابقه هم‌چنان در راه است. عده‌ای از اصلاح‌طلبان برای ماله‌کشی می‌گویند که کارهای حقوق بشری در دست دولت نیست ولی آیا اقتصاد هم در دست دولت نیست ؟ آیا معیشت مردم نیز در دست دولت نیست ؟ پس چه چیز در دست دولت است ؟ اصلا این دولت برای چه چیز به روی کار آمده است؟
وقاحت در مورد گرانی به جایی رسیده که وزرای دولت تزویر و نا امیدی علنا از گران کردن آب و برق سخن می‌گویند. هم‌چنین با بهانه کمبود بودجه قرار به قطع کردن یارانه‌های مردم را نیز گذاشته اند و در مواردی مثل خودرو قرار بر افزایش ۳۰% نرخ خودروها دارند.
این موارد بازهم دروغ‌های دولت تزویر و نا‌امیدی را بیشتر از پیش آشکار می‌کند که هیچ برنامه‌ای برای بهبود وضعیت معیشت مردم نداشته است.

زندانیان سیاسی و حصر و حبس:
وضعیت زندانیان سیاسی هیچ‌گونه تغییر خاصی نکرده است. عده‌ای با دادن وثیقه‌های میلیونی به مرخصی می‌آیند  و عده‌ای نیز هم‌چون کروبی و موسوی و زهرا رهنورد هم‌چنان در حبس هستند. وقاحت وزارت اطلاعات دولت تزویر و ناامیدی به جایی رسیده که وقتی دختر موسوی به دیدار پدر مادر خود می‌روند می‌خواهند او لباس زیر خود را در بیاورد. ما در این ۱۰۰ روز از هزارمین روز حصر خانگی موسوی و کروبی و رهنورد نیز عبور کردیم ولی هیچ‌گونه صدایی ولو کوچک از دولت تزویر و ناامیدی برای آزادی این چند نفر نشنیدیم. جواد ظریف به عنوان نماینده دیپلماسی رژیم نیز در خارج کشور از زندانی بودن و اعدام‌ها ابراز بی‌اطلاعی می‌کند که مبادا دکان فریب رژیم در خارج  را تخته کند.
در مواردی دیگر افرادی مثل ستار بهشتی که در زندان به شهادت رسیدند را نیز با دست‌گیر کردن پزشک شاهد بر روی پای‌مال کردن خونش تاکید می‌کنند. حتی بسیاری از نان به نرخ روز خوران اصلاح‌طلب راه افتاده و در این راه به محمد نوری‌زاد و آرش صادقی و هر فعال درون مرزی که از اصلاح‌طلبان و دولت تزویر و ناامیدی انتقاد می‌کند حمله می‌کنند که این نیز به نوبه خود بسیار جالب هست. حتی دیده شده که این حملات به دختران موسوی و افرادی نیز مثل مهدی خزعلی رسیده است چرا که فقط از دولت توقع فعالیت بیشتری داشتند.

دیپلماسی خارج از کشور:
روش دیپلماسی لبخند و فریب که توسط تیم جواد ظریف در حال انجام هست تا این‌جای کار به شکست انجامیده است. ظریف حتی نتوانسته یک برگ تحریم علیه ایران را بردارد چون برای دنیا فرقی ندارد تو با لبخند وارد مذاکره شوی یا به مانند سعید جلیلی با مهر پیشانی. برای دنیا مهم است که جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای دست پیدا نکند که به واسطه این سلاح جان مردم جهان را با تهدید رو به رو کند. جواد ظریف و تیم دیپلماسی هر چه تلاش کردند تا این‌جای کار موفق به فریب دنیا نشدند. زیر جهانیان نیز مصاحبه‌های حسن روحانی و افتخاری که به فریب دنیا می‌کرد به یاد دارند.
در پایان توجه شما را به آمار سایت روحانی سنج  جلب می‌کنم که یاد آوری کنید حسن روحانی در زمان انتخابات چه وعده‌هایی داده و کدام یک از آن‌ها انجام شده است.
راه تنها یکی است و آن‌هم کنار گذاشتن کلیت و تمامیت جمهوری اسلامی و برگزاری انتخابات آزاد زیر نظر سازمان ملل متحد است.

با سپاس از سایت خودنویس برای انتشار مقاله :