۱۳۹۱/۰۱/۱۸

نامه سرگشاده به شاهزاده رضا پهلوی ,آیا نمیخواهید کاری انجام دهید؟

درود
شاید نوشتن این کلمه شاهزاده در ابتدای نامه سرگشاده ملالغظی ها را سخت آشفته کند اما من کماکان شما را شاهزاده خطاب میکنم و خواهم کرد. چه آن زمان که جمهوری خواه بودم و چه الان که بعد از دو سال مطالعه روی سیستم های حکومتی نروژ و سوئد مشروطه خواه شده ام.چه آن زمان که سبز افراطی بودم و الان سبز برانداز.

سریع به سر اصل مطلب بروم.یادم  میاید چندین سال پیش سالهایی قبل  از جنبش سبز که در خارج کشور باب جنبش سازی  باز بود و تلوزیون های لوس آنجلسی به عنوان احزاب سیاسی برای ما مردم داخل کشور محسوب میشدند وقتی با مردم صحبت از آلترناتیوی به اسم رضا پهلوی میکردید که رهبری اپوزسیون را در دست بگیرد همه این جواب را میدادن مگر الان در خارج چیکار میکند؟ سالی یکبار به VOA  و PARS  می اید و یک مصاحبه میکند. و آیا کار مثبتی در جهت مردم ایران برداشته است ؟

حقیقت امر هم چنین بود.

یاد دارم که روزی شما گفتید باید مردم از من بخواهند  که کاری برایشان صورت دهم و هر چه مردم بخواهند همان را خواهم کرد. مردم دیگر چگونه بخواهند؟ ما در داخل کشور که انواع و اقسام کارها را کردیم از پخش عکسهای شما تا  سی دی ها تا اسکانس نویسی برای شما تا ساختن سایت برای شما و تبلیغ فیس بوک شما .از پخش صحبتهای شما به صورت اعلامیه در جنوب کشور و پخش سی دی های سخنان شما با بالن در شمال .و انواع و اقسام حمایتها .در خارج کشور هم که هنوز بسیارانی هستند که با عکس ما به تظاهرات هایشان می ایند.پس چیزی در خواستن و حمایت کردن کم نگذاشته ایم.

اکنون شاهد جوی هستم که همان دوستانی که بر سر موضع ایستاده بودند اکنون خسته و دلزده یکی یکی از فضای مبارزه کنار میکشند.یک صفحه فیس بوک هست به اسم مملکته داریم ولی در واقع باید گفت اپوزسیون هست که داریم.

واقعا در بازی بدی قرار گرفته ایم.در داخل کشور که خفقان و سرکوب و از یک طرف مشکلات اقتصادی توان مردم را بریده است و دیگر امیدی به حرکت اساسی نیست مگر باز جرقه مبارازتی زده شود  و همه امید را به خارج کشور به امثال شما بسته اند. و در خارج دعواهای همیشگی

.به شما میگوییم اعلام یک طرفه رهبری کنید  حداقل در داخل مطمئن هستیم که تعداد زیادی حمایت میکنند میگویید من سخنگو میشوم و رهبر نمیخواهم باشم و اول باید اپوزسیون با هم متحد شوند. به اپوزسیون میگوییم متحد شوند هنوز بر سر مسائل پیش از سال 57 مشکل دارند. واقعا این پاس کاری برای ما به درجه مسخره ای رسیده است.چطور ما در داخل کشور میتوانیم اپوزسیون متحد کنیم؟ ولی از شخص شما که میتوان خواست که خود رهبری کنید و شورا تشکیل دهید و هر چیز دیگر که منجر به آزادی ایران شود.

با این فضای سرخوردگی که میبینم و شناختی که از هموطنان خود دارم وقتی آتش مبارزاتی  آنها خاموش شد و از شخصی دلسرد شدند دیگر با هزارن لیتر بنزین هم نمیتوان آتش آنها را روشن کرد و این نامه را در اینجا نوشتم که ثبت رسمی شود که اگر در همین مدت کوتاهی که در پیش رو داریم  کاری صورت ندهید شورایی شکل ندهید اگر چند ماه دیگر این شورا شکل بگیرد دیگر آن نیرو و توان انسانی که پشت شما بود از بین خواهد رفت.
پس تقاضا دارم تا بقیه مبارزان داخل و خارج کشور یک به یک از صحنه خداحافظی نکرده اند و سرنوشت خود را به تقدیر پیش رو واگذار نکرده اند کاری صورت دهید.