۱۳۹۹/۰۳/۱۸

خاطره ای از اتوبوسی که 25 مسافر افغانستانی در صندوق چمدان خود قاچاق میکرد

سال ۱۳۸۲ با اتوبوس از بندرعباس به سمت شیراز در حرکت بودیم، سر ایست و بازرسی اتوبوس رو نگه داشتن و از قسمتی که چمدان ها رو قرار میدادن حدود ۲۵ افغانستانی رو بیرون آوردند. ساعت تقریبا دوازده شب بود همه اینها رو داخل پاسگاه بردن و با شلنگ چند سرباز شروع به زدن اونها کردن.
یک خانم که فکر کنم شوهرش ارتشی بود و چند نفر دیگه شروع به اعتراض کردن که چرا اینها رو میزنید و گناه دارن، رئیس پاسگاه هم لج کرد و کلا اتوبوس رو خوابوند و همه ما نصف شب تو بیابون رها شدیم. هر چقدر منتظر وایسیادیم اتوبوس دیگه ای نبود که با اون به شیراز بریم همه پر بودن و جا نداشتن.
فرهاد دریا

نهایتا ساعت ۳ نصف شب شده بود، یک ماشین نیسان آبی ایستاد و من و چهار نفر از دوستانم که دانشجو بودیم به اتفاق دو مسافر دیگه که یک زن و کودک نوزادش بود پشت نیسان سوار شدیم و تا یک شهر که اتوبوس گیرمون بیاد حرکت کردیم. زمستان بود و هر چه از بندرعباس دور می‌شدیم هوا سردتر میشد.
از اون روز همیشه چند تا سوال در ذهنم هست، یکی چطور ۲۵ نفر انسان درون صندوق چمدونهای اتوبوس جا شدند؟ دوم آیا واقعا اینگونه به خطر انداختن زندگی ارزشش رو داره؟ معمولا کشورهایی مثل ایران و افغانستان و ... کشورهایی بی صاحب هستن، اصلا کسی پیگیر این تعداد آدم شد که اون شب بازداشت شدن؟
دیدم آقای فرهاد دریا و یک خانم نماینده کابل شروع کرده اند روی موضوع دادخواهی و پیگیری، باید گفت عزیزان شما چرا مردم خود رو تشویق به مبارزه بر ضد طالبان یا اسلامگرایی و قوم گرایی نمیکنید؟ اگر وضعیت اقتصادی بد هست چرا تشویق به جلوگیری از تولید مثل و بچه آوردن نمی کنید؟
کودکی که در افغانستان طالبان زده و یا ایران آخوندی متولد شود چه آینده درخشانی میتواند داشته باشد؟ آیا ایران کنونی که وضعیت اقتصادی بسیار خراب تر از حتی ۱۰ سال پیش هست جای مناسبی برای آمدن قاچاقی هست که هم از طرف حکومت ستمگر جمهوری اسلامی و هم از طرف مردم ایران صورت بد برخورد شود؟
در کل در تمام دنیا زندگی برای کسانی که پناهنده میشوند سخت است، از پناهندگان آمریکای لاتین بگیرید که تا مسیر آمدن به آمریکا با انواع و اقسام تجاوز و قتل رو به رو هستند تا پناهندگان در ترکیه، یونان که بسیاری به خاطر وضعیت بد خود به خانه باز گشتند و عطای پناهندگی را به لقایش بخشیدند
۱- اگر فقیر هستیم، چه در ایران چه در افغانستان یا هر جای دیگر دنیا دیگر بچه دار نشویم و یک فقیر دیگر را به این دنیا اضافه نکنیم. ۲_ سالهاست با استفاده از اسلام و اسلامگرایی روی سر مردم خاورمیانه سوار هستند اگر میخواهیم انگلیس و استعمار پیروز نشود اسلامگرایی را کنار بگذاریم.
۳-قومگرایی هم یک سلاح دیگر به دست استعمار است. باید این قومگرایی متوقف شود و همه متحد علیه کسانی که کشور را اشغال میکنند مبارزه کنند. راه حل نه در قاچاق آمدن به کشورهای دیگر نه در جهل ابدی باقی ماندن. کسانی هم که چهره در کشور افغانستان هستند باید مردم را به این موضوع تشویق کنند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تجربیات من از خام گیاه خواری و نکات مفید در این مسیر

داستان این ماجرا از اینجا آغاز می شود که کتاب آقای آرشاویر د آوانسیان توسط یکی از دوستان برای مطالعه به من فرستاده شد. موضوع و تیتر کتاب برا...