۱۳۹۵/۰۶/۱۲

چرا باید در برابر حجاب تحمیلی ایستاد

این روزها موضوع "بورکینی" در فرانسه به یکی از موضوعات پربحث روز تبدیل شده است . بورکینی نوعی لباس شنا برای زنان مسلمان است که با پوشیدن آن حجاب آنها نیز حفظ می شود.

من انسان را آزاد در انتخاب حق پوشش می دانم  ،چه آن کسی که خود را صدها لایه پارچه بپیچید و برقعه و چادر بر تن کند و چه کسی که لخت مادر زاد به خیابان آمده برای من هیچ فرقی ندارد چون به من آسیبی نمی زند ، اما موضوع مهمی که من را جزو مخالفان حجاب قرار داده است این است   که در این مقطع زمانی و دنیای کنونی  حجاب ابزار دست برخی دولت ها و برخی عقاید سیاسی و مذهبی خاص شده است که  از آن برای فشار و سرکوب و پایمال کردن حقوق زنان چه در جامعه چه در خانواده استفاده می کنند.

در اینجا به علت هایی اشاره می کنم که چرا حجاب یک عنصر زیان آور برای دموکراسی است :

1-سو استفاده و فشار دولتها : اگر شما در کشورهایی مانند ایران زندگی کرده باشید می توانید ببینید که پس از انقلاب اسلامی سال 1979 حجاب به صورت اجباری در آمد به گونه ای که اگر یک زن مقادیری  از موی او بیرون باشد به جرم بدحجابی او را به زندان برده ، شلاق زده یا مجازت های دیگری در نظر می گیرند . حتی برای مقابله با بدحجابی گروههای پلیس و شبه نظامی بسیج را آموزش داده و به زنان بدحجاب حمله کرده یا حتی اسید می پاشند . بارها فعالین حقوق بشر و حقوق زنان داخل و خارج ایران خواهان پایان یافتن اینگونه فشارها شده اند ، اما دولت ایران کوچکترین توجهی به این موضوع نشان نداده است و برخورد خشونت آمیز علیه کسانی که نمی خواهند حجاب داشته باشند ادامه دارد.

همچنین از سوی دیگر دولت های اسلامی در خاورمیانه  که در داخل کشورهایشان حجاب را به عنوان عامل سرکوب زنان قرار داده اند  ،  با حمایت و فرستادن زنان با حجاب به کشورهای دموکراتیک و آزاد دنیا از حجاب به عنوان ابزار فشار و تحمیل فرهنگ عقب مانده خود استفاده می کنند. فرهنگی که در آن زن را برده کرده ، حق او را نصف حق مرد قرار داده و حتی حق انتخاب نوع پوشش  به او نمی دهد .

2-فشارهای اجتماعی و خانوادگی : معمولا بسیاری از زنان حجاب دار ؛حجاب را به صورت شخصی انتخاب نکرده اند ، بیشتر انتخاب آن ها فشارهایی بوده است که از طرف خانواده یا محیط بر آنها وارد شده است .مثلا حتی در کشورهای اسلامی که در آن ها حجاب آزاد است ، فشار از طرف خانواده برای انتخاب حجاب برای دختران خود وجود دارد . یا از طرف جامعه به زنانی که حجاب ندارند به عنوان یک زن فاسد و بدکاره نگاه می شود . معمولا کودکان در این خانواده ها رشد یافته و خود هیچگونه حقی برای انتخاب پوشش خود نداشته و از طرف خانواده هایشان این موضوع بر آنها تحمیل می شود.

3-تغییر ماهیت حجاب از یک پوشش به یک سمبل " نه به دموکراسی غربی " : اگر خوب به فضای مسلمانان در کشورهای غربی نگاه کنید در حال حاضر حجاب نه به عنوان یک پوشش بلکه به عنوان گفتن یک " نه " به دموکراسی غربی و یک ابزار نافرمانی هست . معمولا همیشه برای مخالفت در نافرمانی های مدنی از یک سمبل استفاده می شود ، اکنون حجاب به عنوان سمبل نه به دموکراسی غربی است .

حال سوال مهم این است که چرا مسلمانان کشورهای خود را که از نظر حجاب و اجرای قوانین اسلامی در سطح عالی است رها کرده و به کشورهای غربی آمده که قوانین سکولار و لایک و دموکراسی حاکم است و می خواهند قوانین اسلامی خود را در آنجا پیاده کنند ؟ آیا این نوعی تسخیر و حمله فرهنگی نیست ؟

در پایان نتیجه گیری کنم که زمانی ما می توانیم موافق حجاب   باشیم که  در تمام دنیا فشار از طرف دولتهای اسلامی و همچنین جامعه و خانواده های مسلمان  بر روی زنان و دختران  برای داشتن حجاب برداشته شود و از آن نیز به عنوان سمبل "نه به دموکراسی " استفاده نشود.