۱۳۹۰/۱۱/۲۰

خرج کردن از پول مالیات دهندگان سوئدی به اسم مردم زجر کشیده ایران و کنفرانسی به اسم اولاف پارمه


دیدیم عده ای از افرادی که در اپوزسیون فعال بودند و هستند در این هفته در هتلی در جنگلهای سوئد تحت تدابیر شدید امنیتی دور هم جمع شدند و در کنفرانسی شرکت کردند که نام آن اولاف پارمه بود .نکته ای که توجه من را از درون مرز به این موضوع جذب میکرد اول در خفی بودن این جلسه بود .چون متاسفانه این غیر شفاف عمل کردن عده ای به نام اپوزسیون باعث ضررهای بسیاری و  کند کردن مبارزه با جمهوری اسلامی و به وجود آمدن حرفها و حدیثها شده است .


نکته جالب این جلسه اکثر اسامی همان افرادی بودند که سردار سید محمد رضا مدحی  آنها را با الماس فریب ,فریب داده بود در جلسه حضور داشته اند یعنی همان کنفرانس در پشت درهای بسته لندن در چندین ماه پیش.!

من طبق تحقیقی که درباره کشور سوئد انجام دادم به این مهم پی بردم که این کشور در حدود 83 هزار ایرانی دارد که حدود 1% درصد جمعیت سوئد را تشکیل میدهد که از این تعداد 63% حق شرکت در انتخاباتهای سوئد را دارند و طبق تحقیق دیگری فهمیدم که این جلسه توسط حزب سوسیال دموکرات سوئد برگزار شده بود. شاید بتوان استباط کرد که این حزب از بودجه مالیات دولت سوئد پولی کلان صرف 46 نفر کرده است که به آنجا بیایند و جلسه ای داشته باشند و حتی از هر 8 حزب سوئدی که طبق تحقیق من در همه این 8 حزب ایرانی هایی وجود دارند هیچ شخصی دعوت نشدند.

عمده ایرادهای اینگونه جلسات را میتوان در زیر نوشت:
1-غیر شفاف بودن به علت حضور در پشت درهای بسته
2-توهین به ایرانیان مقیم سوئد به علت جو شدید امنیتی که دور هتل گذاشته شده بود.چون اینچنین فرض میشود که اکثر ایرانیان ساکن سوئد تروریست هستن
3-ایجاد جو خودی و ناخودی.جمع شدن عده ای دور هم و دعوت نکردن از بقیه اقشار اپوزسیون. به دلیل دشمنی های شخصی و گروهی
4-توافق نداشتن بر تمامیت ارضی ایران.( در نتیجه گیری جلسه من توافقی بر تمامیت ارضی ایران ارائه نشد و بوی تجزیه طلبی به مشام میرسد)
********************
واقعا از شخصی همچون دکتر شهریار آهی از مشروطه خواهان بنام   که من مقالات  ,جلسات و حتی برنامه های ایشان در صدای امریکا و بی بی سی  دنبال میکردم بعید بود که در چنین جلسه  غیر شفافی شرکت کند.

متاسفانه من به عنوان فردی که از دور نگاه میکنم تا این رویه حذف گرایی در اپوزسیون برقرار هست این جلسات به جایی نخواهد رسید.چاره ای که میتوانم تجویز کنم .یا وجود یک رهبر پر قدرت که اکثریت ملت ایران او را قبول داشته باشند برای بدست گیری جریان مبارزه با رژیم است .یا تمام این کنگره ها پیش نویسهای خود را ارائه بدهند و در یک محفل بزرگ سر یک اصل آنهم رای گیری آزاد بعد از سقوط جمهوری اسلامی توافق داشته باشند تا بتوان یک حرکت اساسی در ایران انجام داد.


دوستان این زمان جدایی ها نیست .زمانی است که بنشینیم و با هم گفتمان سازنده داشته باشیم. این را من از خود دکتر آهی یاد گرفتم.